خرید بک لینک

شعر و اجرا : نفس موسوی

-

-

مرا

مرا می گیراند

انگشتان ِ زخمی مردی

درون ِ گور ِ تنهايي اش

من

سوخته از خيالي پُر دود

مي نشيند ميان ِ

نگاهش

مي سوزاندم

لب هاي تاوَل زده ي مردي

كه از لكنت ِ عشق مي ترسد

و مانده است

چگونه از اندوه ِ سكوت بگريزد

كه چانه اش

گرم هيچ دروغي نشود

من تمام مي شود

و او دوباره

لابلاي لب هايش

مرا دارد...!


((نفس موسوي))


برچسب ها: شعر 1 نفس موسوی , نفس موسوی , اشعار نفس موسوی , شعرکده

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 24 اسفند 1401 ساعت: 14:26

صفحه بندی