روی دست 1
خوابیده ای
و باد
نارنجی آفتاب را
بر سینه ی تابستانی پاییز می کوبد
من و ساعت کهنه ی سال
میان آغوش دنیا
ایستاده بر درگاه عشق
قهوه ی خستگی هایم را سر می کشم
تا همیشه در من بیدار بماند
چشم هایت
برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 19:20