خرید بک لینک

dbJ9l

صدایی می سوزد، با صدای عود

صدایی می سوزد، در پنجره ای ،با نگاه چراغ

وصدایی هیچ نمی آید از ساز و حنجره ای.

پس

پاروهای پوک آخرین سکوت این دریاست که می شنوم

رنگی می سوزد روی تن هیزم

(رنگی در این سوختگاه صبح)

ورنگی،هیچ نمی ریزد

از مهتاب و

تکه های شکسته خورشید.

زیرا گریه , صدای این دریاست

که نوشته نمی شود با نت

نواخته نمی شود با ساز

مگر با زخمه ها و زخم

بر استخوان کسی.


((بیژن نجدی))

roKZ2

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:45

صفحه بندی