خرید بک لینک

ما با نگاه, های تب دار

عشق را به تماشای آتشی

که در باغ جانمان بود، می بردیم

عشق که

ناله های سوختن بود

در اضطرابِ گنگ لحظه ها

عشق که از سرانگشتهای روشنت

شعر میخواند

و بر سینه ی خاموش من می چکید

عشق که چون دریایی

پرخروش ....بی انتها...


(( صوفیا, آهنکوب,))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 21:35

صفحه بندی