باید می رفتی ...(بتول مبشری) - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 7:06
xa0 xa0 باید, می رفتی, چاره ای نبود تو باید می رفتی وقتی که مرا یا نمی دیدی یا آنقدر دور که دستی تکان بدهی و سری بچرخانی و به من و همسایه ی دور دورت بی تفاوت سلام کنی من همیشه بید بوده ام تو باد و این ناعا
شب طولانی ...(عباس کیارستمی) - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 7:06
xa0 xa0 شب طولانی, روز طولانی عمر کوتاه ... (( عباس, کیارستمی,))
در این باران ...(یاور مهدی پور) - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 7:06
xa0 xa0 در این باران, پنجره را می گشایم دستم را می گذارم روی علف ها و خیال می کنم بادِ آرام گرفته تویی! (( یاور, مهدی, پور))
برگي تنها و غمينم ...(نصرت رحماني) - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 7:06
xa0 xa0 برگي, تنها, و غمينم, با شنلي زرد بازمانده از قافله ي باد اينک پايي بزرگ بر فراز سرم خيمه بسته است آري فرو خواهد آمد ... (( نصرت, رحماني,))
جز تو ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 7:06
xa0 xa0 جز تو چه کسی می تواند دستم را بخواند وقتی تمام خطوطش پر از دوستت دارم توست ... (( محمد, شیرین, زاده,))
کسی با سکوتش ...(حمید مصدق) - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 17:54
xa0 xa0 کسی با سکوتش, u200fمرا تا بیابان بیانتهای جنون برد u200fکسی با نگاهش u200fمرا تا درندشت دریای خون برد u200fمرا باز گردان u200fمرا ای به پایان رسانیده u200fآغاز گردان (( حمید, مصدق,))
شب همیشه به تمامی شب نیست ...(پل الوار) - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 17:54
xa0 xa0 شب همیشه, به تمامی, شب نیست, چرا که من میگویم چرا که من میدانم که همیشه, در اوج غم یک پنجره باز است پنجرهای روشن و همیشه, هست رویاهایی که پاسبانی میدهند آرزویی که جان میگیرد ((پل الوار,))
هرگز به آنقدر كه میپری قانع نباش ...(نادر ابراهیمی) - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 17:54
xa0 xa0 هرگز, به آنقدر, كه میپری قانع, نباش,. هرگز, نگو كه بيشتر از اين ممكن نيست. دائم از خودت عبور كن از کتاب آتش بدون دود (( نادر, ابراهیمی,))
ساده بودم ...(نزار قبانی) - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 17:54
xa0 xa0 ساده, بودم, گفتم كه تو را پشت سر رها كرده ام هر چمداني كه باز مي كردم تو هر پيراهني كه مي پوشيدم بويت هر روز نامه اي كه مي خواندم چهره ات هر تئاتري كه مي رفتم تو در صندلي كناري لميده (( نزار, قبانی,))
همه ی گل هایم ...(نزار قبانی) - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 17:54
xa0 xa0 همه ی گل هایم, ثمره ی باغ های توست و هر می که بنوشم من از عطای تاکستان توست و همه ی انگشتری هایم, از معادن طلای توست ... و همه ی آثار شعریم امضای ترا پشت جلد دارد! (( نزار, قبانی,))
بانو ...(نزار قبانی) - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 17:54
xa0 xa0 بانو, عشق تو نه بازیچه است نه برگی که در دقایق دلتنگی مرا به خود سرگرم کند بانو, عشق تو خرقه یی نیست که آن را در ایستگاه های میانه ی سفر بر تن کنم من ناچارم به عشق تو تا دریابم که انسانم نه یک سنگ
روزی که به عرش احترامش کردند ...(سید هاشم وفایی) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 روزی, که به عرش احترامش, کردند, آئینۀ حسن ذوالکرامش کردند, از باغ بهشت با ورود احمد گل های محمدی سلامش کردند, ((سید هاشم, وفایی,))
با آمدنت قرار دل ها آمد ...(محمود ژولیده) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 با آمدنت, قرار, دل ها آمدxa0xa0 محبوبترین نگار دل ها آمد این نور محمد است و فجر صادق با عطر دو گل بهار دل ها آمد (( محمود, ژولیده,))
کيستی ای خنده هايت رحمةٌ للعالمين ...(مهدی جهاندار) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 کيستی, ای خنده, هايت, رحمةٌ, للعالمين, گيسوانت ليلة القدر سماوات و زمین اي اشارت های ابروهای تو لا ريب فيه مهربانی های چشمانت هدیً للمتقين ای شب معراج، سبحان الذی أسرای من عروة الوثقی است دامان تو يا
به تو فکر می کنم ...(سمیرا خلج) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 به تو فکر می کنم و دستم دهانم را می گیرد مبادا بیدار شود مومیایی درونم (( سمیرا, خلج))
ما سینه زدیم بی صدا باریدند ...(میلاد عرفان پور) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 ما سینه, زدیم, بی صدا باریدند, از هر چه که دم زدیم,، آنها دیدند ما مدعیان صف اول بودیم از آخر مجلس شهدا را چیدند.. (( میلاد, عرفان, پور))
او جز دل تنگ مبتلا هیچ نبود ...(میلاد عرفان پور) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 او جز دل تنگ مبتلا, هیچ نبود, جز پای سفر، دست دعا هیچ نبود, در خلوت من خداست، من هم هستم در خلوت او غیر خدا هیچ نبود, (( میلاد, عرفان, پور))
ینگونه که با عشق رفاقت دارد ...(سیده مرضیه یثربی) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 ا ینگونه, که با عشق رفاقت, دارد, هر لحظه لیاقت شهادت دارد, شش ماهِ تمام منتظرمانده علی یک طفل مگر چقدر طاقت دارد, (( سیده, مرضیه, یثربی,))
بِه دِل اَم ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 بِه دِل اَم بَد راه نِمی دَهم اینجا سَراسَر جای توست خوبِ مَن ... (( محمد, شیرین, زاده,))
من تورا منتظرم ...(فاطمه صادقی) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 9:58
xa0 xa0 من تورا, منتظرم, تا که روزی برسد ارزو های دلم زنده شود و تمامش این است که شبی سر برسی خاطرات دل من زنده شود و کمی ریز بخندم و بگویم هستی... تا همه بغض گلویم بشود یک فریاد بشوی زندگیم دوستم داشته با

برچسب‌های مرتبط

رمان همیشه چیزهایی هست | خدایا خودت به این خوبی | اینقدر به خودت نناز | اینقدر به خودت اعتماد داشته باش | در عشق تو عقل سرنگون گشت | در عشق توام نصیحت و پند | در وفای عشق تو | به من بگو بی وفا | به من بگو دروغاتو | به من بگو چرا