شب به آرامی ...(بهرام اردبیلی) - تاریخ: 1397/7/27 ساعت: 8:19
xa0 xa0 شب به آرامی در کتری ماه تبخیر می شود. ای شعر ! پس کی می توانم خشونت واژه هایت را به شدت ببارم؟ ((بهرام اردبیلی))
به پسرم فکر کردم ...(سارا محمدی اردهالی) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 به پسرم فکر کردم دیدم حالا بزرگ شده چشم ها یش شبیه من و لبهایش... گفتم شاید صدایش به من رفته باشد و نگاهش... آخ جه بازیگوشانه می خندد جادوگر! با
تنهایی ...(سمانه سوادی) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 تنهایی مردی ست که هر شب دست رویِ زنش بلند میکند پزشکی یِ قانونی گواهی داده همه ی ما بر اثرِ برخوردِ اتفاقی سخت کبود شده ایم ! ((سمانه سوادی))
نه دسترسی به یار دارم ...(سعدی) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 نه دسترسی به یار دارم نه طاقتِ انتــــــــظار دارم ((سعدی))
یک روز فردی قدم به زندگیتان خواهد گذاشت ...(پل استر) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 یک روز فردی قدم به زندگیتان خواهد گذاشت و شما را متوجه خواهد کرد که چرا هرگز با هیچکس دیگری دوام نیاوردید! ((پل استر)) xa0
کاش شاعر بهتری بودم ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 کاش شاعر بهتری بودم تا دَستِ همه ی شاعران را از موهای تو کوتاه می کردم ... ((محمد شیرین زاده))
حمل سلاح گرم ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 حمل سلاح گرم جرم است مانده ام چرا کسی تو را به خاطر چشم هایت بازداشت نمی کند ... ((محمد شیرین زاده))
انحنای لب هایت ...(زهرا دباشی) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 xa0 انحنای لب هایت به قصد لبخند زیباترین رسم هندسی دنیاست ((زهرا دباشی))
هر روز صبح ...(سمانه سوادی) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 هر روز صبح با ذغال یک لبخند بزرگ میکشم رویِ صورتم این من نیستم دارم "خودم" را به دوش میکشم ! ((سمانه سوادی)) xa0
از تبارِ رفتن که باشی ...(سمانه سوادی) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 از تبارِ رفتن که باشی هیچ آمدنی ماندنی ات نمیکند با اینکه تابلوهایِ شهری ترافیک را روان نشان میدهند ازدحامِ رفتن ها رویِ سینه ام خراش می اندازد ب
مطمئنا بغض هایم ...(سمانه سوادی) - تاریخ: 1397/7/23 ساعت: 14:08
xa0 xa0 مطمئنا بغض هایم نه در گلویم که میانِ موهایم گره میخورند هر شب تا سرم را رویِ بالشت میگذارم میشکنند ! ((سمانه سوادی))
زن، اسمت چیست ...(ویسواوا شیمبورسکا) - تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 0:46
xa0 xa0 زن، اسمت چیست؟ -نمیدانم -چند سال داری؟ اهل کجایی؟ -نمیدانم -چرا این گودال را کندهای؟ -نمیدانم -چند وقت است که پنهان شدهای؟ -نمیدانم -چرا انگشتم را گاز گرفتی؟ -نمیدانم -نمیدانی که ما آزارت
سرزمین پدری من مرده است ...(رزه آوسلندر) - تاریخ: 1397/5/29 ساعت: 0:46
xa0 xa0 سرزمین پدری من مرده است اینان سرزمین پدری مرا در آتش دفن کردهاند من در سرزمین مادریم زندگی میکنم در کلمات ((رزه آوسلندر)) ترجمه: حسین منصوری xa0
تو لحظه " تولدم بودی " ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1397/5/24 ساعت: 22:47
xa0 xa0 تو لحظه " تولدم بودی " لعنت به همه روز هایی که فقط آمدند تا از تو دور ترم کنند ... ((محمد شیرین زاده))
موهای سفیدم را ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1397/5/24 ساعت: 22:47
xa0 xa0 موهای سفیدم را دوست دارم آنها یادگار روز هایی هستند که از تو دور بوده ام ... ((محمد شیرین زاده))
می پرسم چرا چرا چرا ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1397/5/24 ساعت: 22:47
xa0 xa0 می پرسم چرا چرا چرا و چترم را باز می کنم چرا این باران نتوانست کاری کند جز پنهان کردن اشک هایم ... ((محمد شیرین زاده)) xa0
درد مرا ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1397/5/24 ساعت: 22:47
xa0 xa0 درد مرا درختی می فهمد که به جرم ایستادنش تبر می خورد ... ((محمد شیرین زاده))
سرمایه ی انسان ...(الکساندر سولژنیتسین) - تاریخ: 1397/5/24 ساعت: 22:47
xa0 xa0 سرمایه ی انسان رنج هایی است که کشیده است ((الکساندر سولژنیتسین))
ما سالها اندوه را ...(محمود درویش) - تاریخ: 1397/5/24 ساعت: 22:47
xa0 xa0 xa0 ما سالها اندوه را u200fبر دوش کشیدیم u200fو صبح طلوع نکرد ((محمود درویش))
میگویی : دوست ات دارم ...(غادة السمان) - تاریخ: 1397/5/24 ساعت: 22:47
xa0 xa0 میگویی : دوست ات دارم و من به کبوتری تشنه بدل میشوم که به کارد گلوگاه اش عاشق است ((غادة السمان)) ترجمه: عبدالحسين فرزاد

برچسب‌های مرتبط

رمان همیشه چیزهایی هست | خدایا خودت به این خوبی | اینقدر به خودت نناز | اینقدر به خودت اعتماد داشته باش | در عشق تو عقل سرنگون گشت | در عشق توام نصیحت و پند | در وفای عشق تو | به من بگو بی وفا | به من بگو دروغاتو | به من بگو چرا