شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «ترانه» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

یه حسی داره میخوره روحمو ترانه سرا (علی حیدری)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....یه حسی داره میخوره روحمو ترانه سرا (علی حیدری) یه حسی داره میخوره روحموغمت داره بازم سراغم میاددر خونه قفله ولی شب به شبیکی شکل تو تواتاقم میادبا لبخند معصوم کنج لبشباچشماش، چشمامو غرق میکنهمیدونم خیاله ولی هی میگمشاید این دفعه دیگه فرق میکنهمیام تا بگیرم دوتا دستتوازم دور میشی عذابم بدیمی پرسم کجایی دلم تنگتهمنو میکشی تا جوابم بدیهمین فکرورویات چن ساله کهدوتا چشم بی خوابو تر میکنهیه چیزی بگو، خیلی حالم بدهسکوته تو گوشامو کر میکنه …ترانه سرا (علی حیدری)آمارگیر وبلاگ ...

    ادامه مطلب
  • بیوگرافی ترانه سرا محجوبه گرجی

  • نیلوبلاگ

    محجوبه گرجی شاعر و ترانه سرا ایرانی اهل بابل است او پیش از ترانهدر حوزه نقاشی به مدت 17 سال فعایت داشته و مدرس این رشته می باشداما همیشه علاقه به شعر و ترانه باعث شده که در کنار نقاشی به نوشتن هم بپردازداو ترانه را از سال 1400 شروع کرده و از سال 1402 به طور حرفه ای این حوزه را دنبال می کندوی دارای مدرک ترانه سرایی پیشرفتهاز دانشگاه علم و فرهنگ می باشددر پایان ترانه ای بخوانید از قلم توانمند این ترانه سرا ...---------------------------------------------------------------------------------------تووی حافظه م گم شده شهر منقدم های سستم منو می کشهخداحافظی تو رو یادمهاگه حتا اسمم فراموش بشهچقدر سخت میشه خیال تو روبه این سینه هر لحظه سنجاق کردمن از این همه دوری یخ می زنمچجوری باید این تن و داغ کردصد...

    ادامه مطلب
  • تنِ صدها ترانه میرقصد ...(فروغ فرخزاد)

  • نیلوبلاگ

    تنِ صدها ترانه میرقصددر بلورِ ظریفِ آوایملذتی ناشناس و رویا رنگمیدود همچو خونبه رگهایم...((فروغ فرخزاد))...

    ادامه مطلب
  • همه مرا به اسم کوچکم صدا میزنند ...(ترانه رفیع نظر)

  • نیلوبلاگ

    همه مرا به اسم کوچکم صدا میزنند من اما با "تو" پرنده میشوم.. ((ترانه رفیع نظر))...

    ادامه مطلب
  • پر گشودم در پی تو , در هوایی اشتباه ...(ترانه جامه بزرگی)

  • نیلوبلاگ

    پر گشودم در پی تو , در هوایی اشتباه پا نهادم در مسیر رد پایی اشتباه دیر فهمیدم سفر با تو ندارد مقصدی می برد این جاده ها من را به جایی اشتباه مثل انسانی که وقت مرگ خود فهمیده است بندگی کرده به درگاه خدایی اشتباه با همه جنگیدم , آخر فاتح قلبت شدم گرچه پیروزی ندارد کودتایی اشتباه باختم وقتی که می بردم دلت را , آه من خوب بازی کرده ام با مهره هایی اشتباه از نگاه ساده ای آسان رسیدم تا گناه وزن بیتی را به هم "می" ریزد هجایی اشتباه راه پیش و پس ندارد عشق , ثابت شد به من آشنایی اشتباه است و جدایی اشتباه ((ترانه جامه بزرگی)) ...

    ادامه مطلب