
خورشید را به روزهای سرد من بیاور،
تا گرمای عشق تو،
همیشه در قلبم بماند.
نور را از
پشت پردههای تاریک شب
بیرون بکش،
تا آتش انتظار،
دیگر مرا نسوزاند.

تو، همصدای دیروز من،
که در اعماق وجودم ماندهای،
مثل پرندهای که از
پنجرهی امید وارد میشود،
سرود زندگی میخوانی.
خورشید را بیاور،
تا روزهای سردم را روشن کند،
و من، دوباره پرواز کنم.
((اعظم ملک پور))
برچسب:
نویسنده: هستی عباسی