به کودکان جهان یاد دادم
نامت را چگونه بنویسند
تا لبهایشان چون توت شیرین شود
محبوبم!
تو در کتابهای خواندنیاشان
و کیسههای شیرینیاشان جا گرفتی.
تو را در سخنان پیامبران
و بادهی راهبان نهان کردم
در دستمالهای خداحافظی.
تو را بر پنجرههای کلیساها کشیدم
و آینههای رویایی
و بدنهی کشتیها.
به ماهیان دریا نشانیات را دادم
نشانیهای گذشته خود را فراموش کردند.
به بازرگانان خاور دور
از گنجینههای پیکرت گفتم
کاروانهای هند دیگر عاج نخریداریند
مگر از بازار پیکرت.
به باد سپردم
تا طرههای گیسوانت را شانه کند
از ناتوانیاش عذر خواست
که فرصت او کوتاه
و گیسوان تو بلند است!
((نزار قبانی))
ترجمه یدلله گودرزی
-
کانال شعر های باران خورده در پیام رسان "بله"
ble.ir/sherebarankhordee
برچسب:
نویسنده: هستی عباسی