شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «زمستان» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

ماجرای عمرش كوتاه‌تر از زمستان بود ((رضا سلطانی)) از کتاب نان و نان خانوادگی

  • نیلوبلاگ

    آخرین برگ پاييزىپشت پنجره‌ی اتاق خواببى‌خوابى‌امهزاران مايل زرد زردمانند گل سرخى افسانه‌وار افتادهبر دستان كودكىكه بازدمش را به او مى‌دادتا قاصدكی سپيد شودبه شوق پروازبه آن روزها كه مهمان ناخوانده مى‌آیدتا به او بگويدشكوفه‌ی كوچه‌ی ماعمرش كوتاه‌تر از زمستان بود((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...

    ادامه مطلب
  • نه ساعتی به وقت زمستان ...(سعاد الصباح)

  • نیلوبلاگ

    نه ساعتی به وقت زمستانبرای احساساتم وجود داردو نه ساعتی به وقت تابستانبرای شوق و شور من!همه ی ساعت های دنيادر یک زمان به صدا در می آیندوقتی که قرار من و تو از راه می رسدهمه ی ساعت های دنیادر یک زمان...

    ادامه مطلب
  • هیچ گاه در زمستان درختی را قطع نکن ...(رابرت شولر)

  • نیلوبلاگ

    هیچ گاه در زمستان درختی را قطع نکن . در دوران سختی ، تصمیم های نا امیدانه نگیر . هیچ گاه وقتی حالت خوب نیست تصمیم مهمی اتخاذ نکن. طوفان میگذرد و فصل عوض میشود . ((رابرت شولر)) ...

    ادامه مطلب