شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «نگار» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیست ...زینب مطور (آسمان)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست'>نیست نیست ...زینب مطور (آسمان) آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیستچَشمِشان روشن، دگر ایل و تبارم نیست نیستآشِنـایانی که معشــوقِ مـــرا می خواستیداین شما و میلتان، دیگــر شکارم نیست نیستبا رقیبــان دیدَمش، عهــدو وفایش پوچ بودکسرِ شأنم شاید امـــا ، نو بهارم نیست نیستآن که با او یک زمــان صبـرو قـراری داشتمبانیِ غم شاید امـــا، غمگسارم نیست نیستاز وَفــا چیزی به جز چـــوبِ وَفــا حقم نشدجز جفا از قلــبِ سنگش، انتظـارم نیست نیستآسمــان، ا...

    ادامه مطلب
  • پُرم از حسِّ سردِ پاییزی ...(نگار عمرانی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • انگار همه عمر ...(چیستا یثربی)

  • نیلوبلاگ

    انگار همه عمر ؛ در مسافرخانه هایی زیسته ام ، که بخشی از خودم را در آن ، جا گذاشته ام .... . ناممکن است ناممکن است که به شهر ما بیایی ، و عطر بهار عشقی یکطرفه ، ویرانت نکند... ((چیستا یثربی)) ...

    ادامه مطلب
  • دسـته گـل را ...(نگار الهی)

  • نیلوبلاگ

    دسـته گـل را این بار در آغــوش تو به آب می دهــم هرچـــــــه بادا باد عاشـقی که حسـاب و کتـاب ندارد . ((نگار الهی)) ...

    ادامه مطلب
  • بیا دوستت دارم های مجازی را فراموش کنیم ...(نگار الهي)

  • نیلوبلاگ

    بیا دوستت دارم های مجازی را فراموش کنیم شکلک های زرد بی جان و قلب های سرخی که در هیچ کدامشان جایی برای عشق نیست شماره ام را بگیر از باجه ای قدیمی در خیابانی که بارها بر کف پوش ناموزون آن قدم زدیم و هربار به بهانه های کوچکی خندیدیم با من حرف بزن بی واسطه بی رنگ بی شکل شاید عشق در حقیقت صدایمان دوباره زنده شود ((نگار الهي)) ...

    ادامه مطلب
  • ای نگارین چون تو از خوبان کجاست ...(مسعود سعد سلمان)

  • نیلوبلاگ

    ای نگارین چون تو از خوبان کجاست نیست کس را آنچه از گیتی تراست قد و روی و زلف سرو و ماه مشک مشک پیچان ماه تابان سرو راست تا مرا مهر تو اندر دل نشست از دل من بیش مهر کس نخاست ای نگار از طاعت تو چاره نیست راست گویی خدمت خسرو علاست شاه مسعود آفتاب داد و دین آنکه بر شاهان گیتی پادشاست از نهیبش ماه با رخسار زرد وز شکوهش چرخ با پشت دوتاست خسروان را آب حوضش زمزم است سرکشان را خاک قصرش کیمیاست شاه گردون همت گردون محل خسرو دریا دل دریا عطاست از بقا و عز و دولت شاد باد تا به گیتی دولت و عز و بقاست ((مسعود سعد سلمان))...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    چگونه دسته گل را خشک کنیم |