خرید بک لینک

img_20230819_022032_099_u9ij.jpg

1

تکه ای 1

در گلو داشت

لب که می گشود

آواز آفتاب

می پیچید در آسمان.

۲_


دست بر شانه ی تبر گذاشت

و خم به اَبرو نیاورد

درختِ زخمی.

۳_

دلم گریست

وقتی دیدم

که چگونه به بهایی ناچیز

هم آغوش مرداب می شود

نیلوفر


((رضا 1))


برچسب ها: رضا حدادیان , شعر شکوفه , شعر کوتاه , اشعار رضا حدادیان

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 19:22

صفحه بندی