
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
ماه در چشم هایت کامل می شودراه می افتی در مزارع گندمزیبایی تومی توانست سپیده دم باشد!به تو خیره می شومبه تنها شکوفه ی گیلاسی که در باد تکان می خوردحرف بزنتا با رویا کنار بیایمحرف بزن تا روحم را ب...
ادامه مطلب
آیینهٔ نورست رخ یار امشبای مه، بنشین در پس دیوار امشبای مهر بپوش روی خود را در ابرای صبح، دم خویش نگه دار امشب((هلالی جغتایی))...
ادامه مطلب
دور مرو، سفر مجو، پیش تو است ماهِ تونعره مزن، که زیرِ لب میشنود ز تو دعا((مولانا))...
ادامه مطلب
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی((سعدی))...
ادامه مطلب
بر اگر نیایید ماه اندوهت حکایتی ست اما از حوصله نیفتی که روزگار دهانی فاحشه دارد . ((آریا آریا پور)) ...
ادامه مطلب
اینستاگرام شعر های باران خوردهmohammad.shirinzadehکانال شعر باران خورده در تلگرامtelegram.me/sherebarankhordeآیدی من در تلگرام@mohammadshirinzade♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سلام و درود خدمت شما دوستانبه شعر باران خورده خوش اومدیدپروفایلم فعال استبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن کنیددر قسمت پایین وبمط...
ادامه مطلب
اینستاگرام شعر های باران خوردهmohammad.shirinzadehکانال شعر باران خورده در تلگرامtelegram.me/sherebarankhordeآیدی من در تلگرام@mohammadshirinzade♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سلام و درود خدمت شما دوستانبه شعر باران خورده خوش اومدیدپروفایلم فعال استبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن کنیددر قسمت پایین وبمط...
ادامه مطلب
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب با دل سوخته پروانه به شمعی میu200e گفت دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب چون بهار انده فردا مخور و باده بخور که همین یک نفس از عمر حسابست امشب ((ملک الشعرای بهار))...
ادامه مطلب
امشب کدام ماه را و فردا کدام خورشید را به جستجو باشم وقتی تمام هستی من چون بخت من .سیاه گشته است از خاطراتم تنها چیزی که مانده در ذهنم تصویر ان سیاه پوش زنی است که ارام و بی صدا اما مغرور همچو کوه من را به سرنوشت خود گره زد و تنها رها نمود ((بهاءالدین دانشور علوی))...
ادامه مطلب
به خلوت بی ماهتاب من بگذر به شام تار من ای آفتاب من بگذر کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است فرشته وار شبی رابه خواب من بگذر نگاه مست تو را آرزوکنان گفتم بیا به پرتو جام شراب من بگذر اگر که شعر شدی بر لبان من بنشین اگر که نغمه شدی از رباب من بگذر فروغ روی تو سازد دل مرا روشن بیا و در شب بی ماهتاب من بگذر کرم کن و در کلبه ام قدم بگذار مرا ببین و به حال خراب من بگذر تو را که طاقت سوز حمید یک دم نیست نخوانده شعر مرا از کتاب من بگذر ((حمید مصدق))...
ادامه مطلب