شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «بازنده شدن حس بدی نیست» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

پشت پرده گر همان پيرمرد لج بازم... ((رضا سلطانی)) از کتاب من برده ذهنی نیستم

  • نیلوبلاگ

    گر همان پيرمرد لج بازمدرون اينهاگر ان مرد بي اعصابمكه داده فرصت ها رابي بهانهاما به كوله بارازادگي اممي بالمدرون اينه((رضا سلطانی))از کتاب من برده ذهنی نیستم ...

    ادامه مطلب
  • نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی) نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوزو کوچه در تب رفتن تیره مانده هنوزهزار بار تو را در خیال خود دیدمچه عاشقانه حال تو را از بهار پرسیدمهوای خانه پر از سایه های امید استبیا نفسی تازه کن سپیده نزدیک استمیان این همه تکرار سرد بی خبریتو میرسی و از من نمانده هیچ اثریاگرچه به شوق دیدن رویت همیشه خرسندماگر نبینمت ای جان دگر نمی خندمبیا که بی‌تو زمان رنگِ انتظار گرفتبرای دیدن رویت دلم قرار گرفت((محسن شاه حسینی))آمارگیر وبل...

    ادامه مطلب
  • آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیست ...زینب مطور (آسمان)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست'>نیست نیست ...زینب مطور (آسمان) آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیستچَشمِشان روشن، دگر ایل و تبارم نیست نیستآشِنـایانی که معشــوقِ مـــرا می خواستیداین شما و میلتان، دیگــر شکارم نیست نیستبا رقیبــان دیدَمش، عهــدو وفایش پوچ بودکسرِ شأنم شاید امـــا ، نو بهارم نیست نیستآن که با او یک زمــان صبـرو قـراری داشتمبانیِ غم شاید امـــا، غمگسارم نیست نیستاز وَفــا چیزی به جز چـــوبِ وَفــا حقم نشدجز جفا از قلــبِ سنگش، انتظـارم نیست نیستآسمــان، ا...

    ادامه مطلب
  • یه حسی داره میخوره روحمو ترانه سرا (علی حیدری)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....یه حسی داره میخوره روحمو ترانه سرا (علی حیدری) یه حسی داره میخوره روحموغمت داره بازم سراغم میاددر خونه قفله ولی شب به شبیکی شکل تو تواتاقم میادبا لبخند معصوم کنج لبشباچشماش، چشمامو غرق میکنهمیدونم خیاله ولی هی میگمشاید این دفعه دیگه فرق میکنهمیام تا بگیرم دوتا دستتوازم دور میشی عذابم بدیمی پرسم کجایی دلم تنگتهمنو میکشی تا جوابم بدیهمین فکرورویات چن ساله کهدوتا چشم بی خوابو تر میکنهیه چیزی بگو، خیلی حالم بدهسکوته تو گوشامو کر میکنه …ترانه سرا (علی حیدری)آمارگیر وبلاگ ...

    ادامه مطلب
  • جاودانگی عشق ...(حسین پناهی)

  • نیلوبلاگ

    به آتش نگاهش اعتماد نکنلمس نکنبه جهتی بگریز که بادها خالی از عطر اویندبه سرزمینی بی رنگبی بو ، ساکتآریبگریز و پشت ابدیت مرگ پنهان شواگر خواستار جاودانگی عشقی((حسین پناهی))برچسب ها: شعر عشق , شعر جاودانگی , شعرکده , شاعرانه آرام بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پلی متروکم ...(سولماز حسن زاده)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzade@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥مثل کسی کهتصمیم گرفتهخود کشی کندمن می خواستماو رافراموش کنم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥رد بوسه هایمبر تنشانگارقدم زده کسیتنهایی اش رادر برف ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥مثل رفتندر یک جاده پر پیچدست امهنگام نوازش مو هایشاحساس خطر می کرد((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥شرم دارم...

    ادامه مطلب
  • نام من عشق است آیــا میشناسیدم ...(حسین منزوی)

  • نیلوبلاگ

    نام من عشق است آیــا میشناسیدم؟زخمیام -زخمی سراپا- میشناسیدم؟بـــا شما طیکـــــردهام راه درازی راخسته هستم -خسته- آیا میشناسیدم؟راه ششصدســالهای از دفتر "حــافظ "تا غزلهای شما، ها! میشناسیدم؟این زمانم گــــرچه ابر تیره پوشیدهاستمن همان خورشیدم اما، میشناسیدمپای ره وارش شکسته سنگلاخ دهراینک این افتاده از پا، میشناسیدممیشناسد چشمهایم چهرههاتان راهمچنانی که شماها میشناسیدماینچنین بیگــــانه از من رو مگردانیددر مبندیدم به حاشا!، میشناسیدم!من همان دریایتان ای رهروان عشقرودهای رو به دریـــا! میشنـاسیدماصل من بــــودم , بهــانه بود و فرعی بودعشق"قیس"و حسن"لیلا" میشناسیدم؟در کف "فرهـاد" تیشه من نهادم، من!من بریدم "بیستون" را میشناسیدممسخ کرده چهرهام را گرچه این ایامبا همین دیدار حتی میشنـاسید...

    ادامه مطلب
  • چگونه باغ ِ تو باور کند بهاران را ...(حسین منزوی)

  • نیلوبلاگ

    چگونه باغ ِ تو باور کند بهاران را ؟که سالها نچشیدهست ، طعم باران راگمان مبر که چراغان کنند، دیگر بارشکوفه ها تن عریان شاخساران راو یا ز روی چمن بسترد دوباره نسیمغبار خستگی روز و روزگاران رادرختهای کهن ساقه ، ساقهدار شوندبه دار کرده بر اینان تن هزاران راغبار مرگ به رگ های باغ خشکانیدزلال ِ جاری ِ آواز ِ جویباران رانگاه کن گل من ! باغبان ِ باغت راو شانههایش آن رُستگاه ماران راگرفتم این که شکفتی و بارور گشتیچگونه میبری از یاد داغ ِ یاران را ؟درخت ِ کوچک من! ای درخت ِ کوچک من!صبور باش و فراموش کن بهاران رابه خیره گوش مخوابان ، از این سوی دیوارصلای سُمّ سمندان ِ شهسواران راسوار ِ سبز ِ تو هرگز نخواهد آمد ، آهبه خیره خیره مبر رنج انتظاران را-((حسین منزوی))-...

    ادامه مطلب
  • ز باغ پیرهنت ، چون دریچه ها ، وا شد ...(حسین منزوی)

  • نیلوبلاگ

    ز باغ پیرهنت ، چون دریچه ها ، وا شدبهشت گمشده ، پشت دریچه ، پیدا شدرها از سلطه ی پاییز در بهار اتاقگلی به نام تو ، در بازوان من ، وا شدبه دیدن تو ، همه ، ذره های من شد چشمو چشم ها ،همه سرتا پا ، تماشا شدتمام منظره پوشیده از تو شد ، یعنیجهان به یمن حضورت دوباره زیبا شدزمانه ریخت به جامم ، هرآنچه تلخانهبه نام توکه در آمیختم ، گوارا شدفرشته ها ، تو و من را به هم نشان دادندمیان زهره و ماه ، از تو گفت و گوها شددوباره طوطیک شوکرانی شعرمبه خنده خنده ی شیرین تو ، شکرخا شدشتاب خواستنت ، این چنین که می بالدبه دوری تومگر می توان شکیبا شد ؟امیدوار نبودم دوباره از دل توکه مهربان بشود با دل من ، اما شدتنت هنوز به اندازه یی اطافت داشتکه گل در آیینه از دیدنش شکوفا شدقرار نامه ی وصل من و تو بود آن کهبه روی ش...

    ادامه مطلب
  • u200fاندوهت را ملامتی نیست ...(هبة هاجر)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • حال مرا هر کس که می پرسد بگو خوب است ...(حسین دهلوی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • هیچچیز ...(رویا شاه حسین زاده)

  • نیلوبلاگ

    هیچ چیز،هیچوقت در هیچ کجای جهانسر جایی که باید، نیست.اسمهایی را در لیستهای خداحافظی دیدیمکه هنوز به حد کافی سلام نکرده بودندو اسمهایی را در صفحه بیزاریکه هنوز عاشقشان بودیم...-((رویا شاه حسین زاده))-...

    ادامه مطلب
  • در حسرت دیدار تو هستم ...(محمد رضا سلطانی)

  • نیلوبلاگ

    در حسرت دیدار تو هستمحسرت نشانه ای از تونشانی از تومیان دو چشم امکه تمام زن های شهر از آن می گذرندو لمس دست هایتوقتی شرم و نمورنور را هم از خود عبور می دهندچشمهایت خواهران گیلاس انددر باغچه ی خانه ی پدریآنگاه که تنهایی ام را می نوازندهمواره دنبال تو هستممثل کودکی که مادرش رادر هیاهوی شهر گم کرده باشدهیچ بهاریبه زیبایی زنانگی تو نیستیا به طراوت اتمیان دود و اندوه خیابان هاتو خلاف پازلهمیشه کاملیمن هر شبدر سیاهی می چینمت و تومثل ستارهبه تاریکی هایم سپیدی میبخشی!!((محمد رضا سلطانی))-...

    ادامه مطلب
  • اگر بدانی وقتی نیستی ...(عباس معروفی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • آیا این عجیب نیست ...(أدهم الشرقاوی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • که تنها به گریهها و اندوه نیست ...(هرمز علیپور)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • از ما بپرس حالِ جگرهای خسته را ...(حسین جنتی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • پُرم از حسِّ سردِ پاییزی ...(نگار عمرانی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • چنینغریب، چرا تختهبندِ تن شدهام ...(حسین جنتی)

  • نیلوبلاگ

    چنینغریب، چرا تختهبندِ تن شدهام؟چهکردهام که گرفتارِ زیستن شدهام؟!سخن چو در دهنم بود، بندهیمن بودگریخت از دهن و بندهی سخن شدهام!تفاوت از کفِدریاست تا به سقفِ فلک،میانِ آنچه خداخواست وینکه ...

    ادامه مطلب
  • سيمای تاكستان ها ...(غلام حسین چهکندی نژاد)

  • نیلوبلاگ

    سيمای تاكستان هاخرمن دانه های انگوردر باغ های خوسفدر سال های بی دلیتا غوغا به پا كنیبا دلی دلیبر گرد خرمن آتشمی رقصيمدر آواز تومرگ به پستوهای تاريک گريختهوش از سر بره آهو رفتدرخت ها هلهله كردندكودكا...

    ادامه مطلب