شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «جعفری» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

صبح ، مه ، باران ...(محمد ابراهیم جعفری)

  • نیلوبلاگ

    خاکستری خاکستری خاکستریصبح ، مه ، بارانابر ، نگاه ، خاطرهدر من ترانه ای نبود تو خواندیدر من آینه ای نبود تو دیدیریشه ای بودم در خوابِ خاک های متبرکبی باران در نگاه تو سبز شدمبرقی از چشمانت برخاستنگاهم بارانی شدگونه هایت خیس بارانچشمهایت آفتابیگرگ ها میزایند بره ها را دریابیمتو با چشمانت مرا بنوازچوب دست چوپانی ام سلاحی کارگر خواهد شدبعد از جنگ با چوب دستمانجیر های تازه را برای تو خواهم چیدبا تو خواهم ماندبا تو خواهم خواندو تورا در بهت آفتابی ات خواهم بوسیداگر ابرها بگذارند((محمد ابراهیم جعفری))-...

    ادامه مطلب
  • آیا بیشتر از ماهی به آب ...(حنا حاج جعفری)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • تمام ِ من ...(صدیقه جعفری)

  • نیلوبلاگ

    تمام ِ من چمدانی است که در آن یک تکه ماه و یک مشت ستاره دارم . از مسیر های همیشه ناگزیر و تونل های بین راه عبور می کنم . یک کاسه آب پشت سرم بریز تا جیب هایم بوی علفِ تازه بگیرد . می خواهم به تپه ها برسم به دشت هایی که دست های پدرم را می شناسند به قورباغه هایی که آوازشان ابتدای خواب شالیزار است هنگام غروب به هر ...

    ادامه مطلب
  • رد پای رفته را ...(صدیقه جعفری)

  • نیلوبلاگ

    رد پای رفته را برف تازه می پوشاند . تو در منی؛ و هیچ کس نمی داند ، چند زمستان با تو قدم زده ام ... ((صدیقه جعفری))...

    ادامه مطلب
  • از اوّلین انشا فقط یک جمله یادم هست ...(مریم جعفری آذرمانی)

  • نیلوبلاگ

    از اوّلین انشا فقط یک جمله یادم هست: بابا اگر نان داد تاوان هم فراوان داد ((مریم جعفری آذرمانی)) ...

    ادامه مطلب
  • من عکسی دارم ...(جلال جعفری)

  • نیلوبلاگ

    من عکسی دارم که در آن زنی لبخند میزند لبخند میزند و لبخند میزند و نمیگذارد این شعر را بنویسم ((جلال جعفری)) ...

    ادامه مطلب