
خورشید را به روزهای سرد من بیاور،تا گرمای عشق تو،همیشه در قلبم بماند.نور را از پشت پردههای تاریک شب بیرون بکش،تا آتش انتظار،دیگر مرا نسوزاند.تو، همصدای دیروز من،که در اعماق وجودم ماندهای،مثل پرندهای که از پنجرهی امید وارد میشود،سرود زندگی میخوانی.خورشید را بیاور،تا روزهای سردم را روشن کند،و من، دوباره پرواز کنم. ((اعظم ملک پور)) ...
ادامه مطلب
1تکه ای خورشیددر گلو داشتلب که می گشودآواز آفتابمی پیچید در آسمان.۲_دست بر شانه ی تبر گذاشتو خم به اَبرو نیاورددرختِ زخمی.۳_دلم گریستوقتی دیدمکه چگونه به بهایی ناچیزهم آغوش مرداب می شودنیلوفر((رضا حدادیان))برچسب ها: رضا حدادیان , شعر شکوفه , شعر کوتاه , اشعار رضا حدادیان بخوانید...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
میغلتد مرگ سبك ميان ملحفههای خاك مثل نفس ميان قفس آنگاه شكوه پير از پلكان تفكر میافتد با جنون قديمی سرخ و سياه وسط گناه (( منصور, خورشیدی,)) درگذشت استاد منصور خورشیدی شاعر نامدار شعر حجم را ب...
ادامه مطلب
طلوع فاصله در پوست سیب عصب آب را در امتداد رود تا می کند صخره با طعم سرخ آهسته روی پلک مار به خواب می رود ((منصور خورشیدی))...
ادامه مطلب
اینستاگرام شعر های باران خوردهmohammad.shirinzadehکانال شعر باران خورده در تلگرامtelegram.me/sherebarankhordeآیدی من در تلگرام@mohammadshirinzade♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سلام و درود خدمت شما دوستانبه شعر باران خورده خوش اومدیدپروفایلم فعال استبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن کنیددر قسمت پایین وب مطالب قدیمی تر پیروز و موفق باشیدشاعر بارانی(محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سپاسگزارمسپاسگزارم بارانک...
ادامه مطلب
فردای فکر فکر فردا در ذهن رگ به رگ خون میجهاند سمت ستاره ای که نور در طبیعت اشیا میریزد اینک که آفتاب پهن با نورهای شکسته روی آسمان ماه می رقصد هوای پریدن در چشم با پلک های بسته آغاز میشود ((منصور خورشیدی)) ...
ادامه مطلب
خط شتاب سفر از کدام سو آغاز میکنی که واژه های مردد به رقص فاصله می خندد تو سرنوشت کدام از کتاب جهانی که شانههای تو از افق خالی است در ارتفاع کدام کوه پژواک نام تو خط شتاب را میان آینه میشکند ((منصور خورشیدی)) ...
ادامه مطلب
پرسه در پیچ کوه ترس در تن را به شادی نهان برگ سپردم و آن گاه با پرسه در پیچ کوه هم نفس آب شدم و با گذر از سنگهای دیوانه تمام رود را تلاوت کردم با طرحی از آسمان در سینهي دشت ((منصور خورشیدی)) ...
ادامه مطلب
رفتن بارانیت خورشید راهم خسته کرد جان یاران قصد رفتن می کنی تنها مرو ((ویدا احسان)) ...
ادامه مطلب
ای مقصد خورشید پرستان رویت محراب جهانیان خم ابرویت سرمایهٔ عیش تنگدستان دهنت سر رشتهٔ دلهای پریشان مویت ((عبید زاکانی))...
ادامه مطلب
توقف آب های جهان سرعت از ماهیان جهنده می گیرد تا دشت میان دشت وسعت خود را روی زمین پیدا کند ((منصور خورشیدی))...
ادامه مطلب