شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «دانلود دریا همون دریا بود عقیلی» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

ماجرای عمرش كوتاه‌تر از زمستان بود ((رضا سلطانی)) از کتاب نان و نان خانوادگی

  • نیلوبلاگ

    آخرین برگ پاييزىپشت پنجره‌ی اتاق خواببى‌خوابى‌امهزاران مايل زرد زردمانند گل سرخى افسانه‌وار افتادهبر دستان كودكىكه بازدمش را به او مى‌دادتا قاصدكی سپيد شودبه شوق پروازبه آن روزها كه مهمان ناخوانده مى‌آیدتا به او بگويدشكوفه‌ی كوچه‌ی ماعمرش كوتاه‌تر از زمستان بود((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...

    ادامه مطلب
  • بسیار گریسته بودم ...(معصومه صابر)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....بسیار گریسته بودم ...(معصومه صابر) بسیار گریسته بودمدریا دریا...آنچنان که لبخندم را آب برده بود!آه روزِ مباداآه شآدمانیِ کوچک ِ مانده در راهمرا ببخشو روزیاگرمرا یاد کردیشمعی روشن کنبرای کسیکه بی نوری در چشمانشهزار سال روشن بود...((معصومه صابر))آمارگیر وبلاگ ...

    ادامه مطلب
  • گنجشکی که روزی عاشقت بود ...(نیلوفر لاری پور)

  • نیلوبلاگ

    گنجشکی که روزی عاشقت بود ...(نیلوفر لاری پور) بروولی نگو مرا نمی شناسیهمیشه بر سر اندوه توستنیمه های شبو نمی دانیکه روزی عاشقت بودچرا در سینه ات، بال بال می زند.برچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر عشق تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 3:3 | نویسنده : محمد شیرین زاده | .: Weblog Themes By Pichak :. ...

    ادامه مطلب
  • فقط یک لحظه بود ...(نفس موسوی)

  • نیلوبلاگ

    فقط یک لحظه بودافتادن پلک هایمو بوسه ی سپیده ایکه بر گونه هایم نشستحالا ردیف شعرهایتقافیه ی چشمانم رابه هم می ریزدتا بخوانمت به عشقبنوازمت با دل...

    ادامه مطلب
  • از فروردین آمده بود ...(نفس موسوی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzade@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥مثل کسی کهتصمیم گرفتهخود کشی کندمن می خواستماو رافراموش کنم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥رد بوسه هایمبر تنشانگارقدم زده کسیتنهایی اش رادر برف ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥مثل رفتندر یک جاده پر پیچدست امهنگام نوازش مو هایشاحساس خطر می کرد((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥شرم دارم...

    ادامه مطلب
  • همچون رودخانه ها به جستجوی دریا ...(کریستینا روزتی)

  • نیلوبلاگ

    همچون رودخانه ها به جستجوی دریاحتی ژرف تر از آنهاجان من به جستجوی توستدر آن دورهاآنجا که رودهابر بستر تنهایی خویش میگریندمن نیز ناله میکنمهمچون گلسرخی زیباکه هستی خود رابر قدرت شیرین خورشید می گشایدمن نیز تمام قلبم رابرای تو باز میکنمهمچون شبنم صبحدمکه خالص و رهاسوی خورشید میرودروح من نیزرو به سوی تو داردهمچون شبنم که بر چهره ی خورشید ردی نمیگذاردمن نیز در وجود تو بی ردمرودها راه خود را می شناسندو قطرات شبنم خورشید راگل سرخ به دست خورشید خواهد شکفتاما اندوه من آیا خواهد گذشت؟پایان این راه طولانی کجاست؟آیا به تو خواهد رسید؟این راه طولانی و اندوهآیا روزی به پایان خواهد رسید؟-((کریستینا روزتی))-...

    ادامه مطلب
  • در کنارم بودی ...(خوزه آنخل بالنته)

  • نیلوبلاگ

    در کنارم بودینزدیک تر به مناز همهی حسهایم.سخن عشقاز درونت بودنورانی.کلمات ناب عشقبه نَفَس نمیآیند.سرت به جانب من بودآرامموهای بلندتو کمر شادابت.از قلب عشقسخن میرانینورانیدر بعد از ظهر خاکستری یک روز.جوانی و کلماتم چیزی جز خاطرهی صدایت و تنتنیست،و این تصویرزندهام میدارد.-((خوزه آنخل بالنته))ترجمه از مهیار مظلومی-...

    ادامه مطلب
  • یک قالی بودیم ...(محمد شیرین زاده)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • شاهد بودهای ...(سید علی صالحی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • می ایستم کنار دریا ...(عباس معروفی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • ردی از بودن ام را ...(نادیا قاسمی)

  • نیلوبلاگ

    ردی از بودن ام رابه شکل رفتنِ مردی با ریتمِ خداحافظیپشت همین خط، چال کردمبه اندازهی تمام راههای نرفتهپشتِ تلفنبا خودم حرف زدهامو هرچقدر فشار میآورد به کلهامتنها صحنه غسالخانهایستکه هر روز بخشی از تو رادر من میشوید...((نادیا قاسمی | بوشهر))-...

    ادامه مطلب
  • همیشه دری باز به در به دری بودم ...(روجا چمنکار)

  • نیلوبلاگ

    همیشه دری'>دری باز به در به دری بودمرفتن را بیشتر از آمدن دوست داشتمصدای تو تنها سرزمین واقعی ام بودکلمات را در آغوشت پنهان می کنماز این به بعدهمه می توانند شعرهایی از مرادر تو بخوانند.((روجا چمنکار))-...

    ادامه مطلب
  • در یک دیگر گریسته بودیم ...( فروغ فرخزاد)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • اگر دری میان ما بود ...(شهاب مقربین)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • خانه تازه بود ...(نیلوفر طاهری)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • یا رب چه بودم و به کجا رفتهام که من ...(بیدل دهلوی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • در شیشه های عینکش تصویر یک زن بود ...(باران محمدی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • آمده بودم ...(بیژن جلالی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرماییدبا تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • به انتهای زن بودن رسیده ام ...(هدا خموش)

  • نیلوبلاگ

    به انتهای زن بودن رسیده امبه بن بستمثل سیگاری در لبان چروکیدهو خون خشکیدهای کهدر دستمالی جان داده استنالهی زنی تن فروش رافروخوردهکه دستان شهوتگر مردی را دوست داشتدرین انتهاهیچ بارانی نیستتا لب...

    ادامه مطلب
  • توی تنهاییِ خودم بودم ...(علیرضا آذر)

  • نیلوبلاگ

    توی تنهاییِ  نیلوبلاگ خودم بودم ...یک نفر آمد و سلامی کردتوی این شهرِ خالی از مردم ...یک نفر داشت کودتا می کردیک نفر داشت زیر خاکسترآتشی تازه دست و پا می کردمن به تنهاییِ  نیلوبلاگ خودم مومن ...یک نفر داشت کودتا می کرد...

    ادامه مطلب