باز ...(شمس لنگرودی)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0بازبوته های علف مست کرده اندسرشان را به هم می کوبند.هر وقت بوی تو نزدیک می شودداستان ما همین است.((شمس لنگرودی))
باران ...(شمس لنگرودی)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0بارانببارببار و خيابان ها را غرق كنبر سر اين چهار راهدر انتظار نوحيم .باران ببار و تنگ حوصلگي مكنآب ، اگر از سر نگذشته باشدكشتي نوحنخواهد رسيد .نوح خواهد آمدو كبوترش رابر ميدان ها و اداره هاي دفن شد
به این روزها بگو ...(مریم ملک دار)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0به این روزها بگوبه احترام بودناتبایستند.به این ساعتها بگوآهستهتر بروند،میخواهم کنار دستهایاتمقبرهای بسازمو تمام ابرها را،از تمام پاییزهاتمام گنجشکها را،از تمام درختهابه صبح این خانه بیاورم،
ما برای زندگی ...(مریم ملک دار)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0ما برای زندگی،نه به هوا نیازمندیمنه به عشق،نه به آزادی..ما برای ادامه،تنهابه دروغی محتاجیم که فریبمان بدهد..و آنقدر بزرگ باشدکه دهان هر سوالی را ببندد..((مریم ملک دار))
و رویا ...(مریم ملک دار)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0و رویا،که روزی خیال میکردیم تعبیر خواهد شدتنها، حباب رنگی بزرگی بودکه به اشارهی انگشتیدر هم شکست...((مریم ملک دار))
اگر تو نباشی ...(کامران فریدی)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0اگر تو نباشییکروزهمه چیز سرد و خسته میشودحتی خورشیدقطب جنوباز انگشتی کوچک وارد میشودو ناامیدیپا روی آتشی که در جانِ من انداخته بودی میگذاردخندهای که برای تو کنار گذاشته بودمش رایخبندان میبلعدو
گاهی اوقات باید ...(ساموئل بکت)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0گاهی اوقات بایدبگذری وبگذاری وبروی ....وقتی می مانی و تحمل می کنی ،از خودت یک احمق می سازی!((ساموئل بکت))
عین ...(سید علی صالحی)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0عینxa0جانشین الف خواهد شدشین رادر پردۀ پلکهای خود نهان کرده ام،و قافسرآغازِ الفبای آدمیستسلام بر همین سه حرفِ سادهکه همه چیز را از من گرفتتا شاعرترین ترانه خوانِ زمین شوم.((سید علی صالحی))https://te
با باران مي بارم ...(وحید معتمد نژاد)
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
xa0xa0با باران مي بارمو با تو سرازير مي شومبه دشت نابِ احساسآنجا فصل ها در گذرندزمستان كه گرمِ هميمبهار امافصل شكفتن و گل دادن استبا هم مي شكفيم و گل مي دهيمآنگاهتابستان با همه ي سبزي اشبه سراغ يكي شدنمان
سگ مَستِ دَندان تیزِ چشمانَش ...(علیرضا آذر)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0سگ مَستِ دَندان تیزِ چشمانَشاز لانه بیرون زَد شکارَم کَردگُرگی نَخواهَد کرد با آهوکاری که زَن با روزگاَرَم کَرد..((علیرضا آذر ))https://telegram.me/sherebarankhorde
عشق ات دریایی ست ...(محمد شیرین زاده)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0عشق اتدریایی ستکه مرا در بر گرفتهبی آنکه دریابمغرق گشته ام ...((محمد شیرین زاده))
ضربان پایت را میشنوم ...(حسین صفا)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0ضربان پایت را میشنومدر سینهام راه میرویترجیح میدهم که تنها بمانمبه تلویزیون خیره شومکتاب بخوانمپیادهروی کنمبخوابمتلویزیون تو را نشان میدهدکتابها تو را میخوانندپیادهروها تو را قدم میزنندخوا
شام گاهان ...(ایوان بونین)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0شام گاهانxa0به اتاقاش رفتمxa0خفته بودxa0با ماهِ برافروخته در پنجرهاشبرافراشتهی آسمانِ آویخته بر بسترشxa0انارهایش افتاده بر دو سوآرامxa0مثلِ آب در کاسهxa0و زندگیاشایستاده بود در خواب.((ایوان بونین ))برگردا
به تن به مرد ...(مریم اقاخانی)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0به تنبه مردبه زنبه دردکه فکر کنیدردت میگیرداصلا چه به درد میخوردتنوقتیدوریتدر اندامم قدم می زند((مریم اقاخانی))
خسته ام .. خسته تر از آنچه که می پنداری ...(مه زاد رازی)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0خسته ام .. خسته تر از آنچه که می پنداریخسته از " رفتنم " این حادثه ی تکراریپشت پایت عوض آب، من از کاسه ی چشماشک می ریزم عجب حال تاسف باری!خوب من! دست تو خود حافظ من بود چطوردلت آمد که مرا دست خدا بس
دوست دارم رد شدن از کوچه ی پاییز را ...(مه زاد رازی)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0دوست دارم رد شدن از کوچه ی پاییز رادوست دارم این دل انگیزِ ملال انگیز راآسمان سرخ است چون جام شراب و ابرِ مستبر زمین می ریزد این پیمانه ی لبریز راخاطرات مرده سر از سینه بر می آورندتا ببینی پیش چشمت
خاطرات تو ...(لیلا عجم لو)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0خاطرات توماندگارتریننددر ذهن این خسته ی فراموشکارآخر میدانی؟جز تو همه را از یاد برده است!!...((لیلا عجم لو))
انگشت نمای این و آنم کردی ...(محمد مبشری)
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:29
xa0xa0انگشت نمای این و آنم کردیxa0زآن روز که با عشق جوانم کردیxa0اصلا بگذار شاعری را بعداًای دوست کجایی؟ نگرانم کردی((محمد مبشری))
کسی در باران ...(عباس صفاری)
-
تاریخ: 1398/6/25 ساعت: 10:24
xa0xa0کسی در باراننقش بازی نمی کندحتا خودپسندترین بازیگر هم می داندمردم غافلگیر شدهتماشاگرانِ خوبی نیستند.((عباس صفاری ))https://telegram.me/sherebarankhorde
جهان بی تو ...(زهرا مقیمی)
-
تاریخ: 1398/6/25 ساعت: 10:24
xa0xa0جهان بی توxa0سر گیجه ای بیش نیستxa0من از تهوع تنهاییxa0هر روز بالا می آورمxa0و سستی رگهایمxa0در کلماتم جاری می شود ...زندگیxa0میان این فواصل ملولxa0حال مردابی را داردxa0که پاهای عشق را بلعیده است ...((زهرا مقیمی))