می ترسیدم ...(مهسا فعالxa0) - تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 1:49
xa0xa0می ترسیدماز آتشاما حالا میخواهممانند نیزاری بمیرمکه از خاکستر سیگاری شعله ور شده است((مهساxa0فعال ))https://telegram.me/sherebarankhorde
چشمانم خط به خط ...(نیروانا دوست) - تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 1:49
xa0xa0چشمانم خط به خطxa0شعر می شوندxa0آن هنگام کهدستانت در منحنی انگشتانمxa0گره می خورند .آری من همان راوی دیوانه امکه مجنون وارxa0خنده هایت را می بوسدxa0و از انارک گونه هایتxa0گازهای آبدار می گیرد.xa0عالیجناب عشقxa0حکم
در من ...(محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 1:49
xa0xa0در منشعله های آتشی ستکه خاکستر نمی شود ...((محمد شیرین زاده ))
تمام دلتنگیام را ...(نسرینا رضایی) - تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 1:49
xa0xa0تمام دلتنگیام راپاشیدم روی دستهایمخودم را ازتنم درآوردماما هنوزجای صدایتدرون گوشهایم درد میکند((نسرینا رضایی))xa0https://telegram.me/sherebarankhordexa0
کاش باد می شدم ...(سودابه زنگنه) - تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 1:49
xa0xa0کاش باد می شدمxa0دگمه های خواستن را باز می کردمxa0هوای تنت مرا به جوانه زدن نزدیک می کندتو را فریاد می زنمxa0درشهری که نخواستن را تحمیل می کندxa0فراز کوههایی که مرگxa0عاشقانه فتح می کندxa0چون شمعxa0چون عودxa0چون سی
واسم زندگی از زمانی شرو(ع) شد ...(نسترن علیخانی) - تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 1:49
xa0xa0واسم زندگی از زمانی شرو(ع) شدکه به سرزمین تنت کوچ کردممن و بومی آب و خاک خودت کنبهت قول میدم ازت بر نگردم((نسترن علیخانی))
در زلف تو آشوب زمن میبینم ...(ملک الشعرا بهار) - تاریخ: 1398/4/27 ساعت: 1:49
xa0xa0در زلف تو آشوب زمن میبینمبیگانه نبیند آنچه من میبینماو پیچ و خم و تاب و گره مینگردمن بخت سیاه خوبشتن میبینم((ملک الشعرا بهار))
در چیست بودن تو، زبان را جواب نیست ...(بهمن رافعی) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0در چیست بودن تو، زبان را جواب نیستحتی جواب هم بدهد، مستجاب نیستتصویر بی نهایت تو، کثرتی رهاستدر حد آب و آینه و بوم و قاب نیستما را هنوز، با همه این دید تابناکیارایی مقابله با آفتاب نیستما کودکیم و ذا
در بستر مسدودم با شعر غم آلودم ...(حسین منزوی) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0در بستر مسدودم با شعر غم آلودمآشقته ترین رودم در جاری انسانها((حسین منزوی))از سمت راست حسین منزوی. م آزاد. عمران صلاحیhttps://telegram.me/sherebarankhorde
تو که رفتی زندگی بدجور اَمونم رو گرفت ...(الهام دیداریان) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0تو که رفتی زندگی بدجور اَمونم رو گرفتتو که رفتی، تو که رفتی، غصه جونم رو گرفتمیون روشنیا واستاده بودم که یهوشب شد و ابر سیاهی آسمونم رو گرفتبرف سنگینی نشست روی سیاهی موهامسوز و سرمای عجیبی استخونم ر
از حرف خود برگشت اما از سفر نه ...(الهام دیداریان) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0از حرف خود برگشت اما از سفر نهمن را نمی خواهد نمیخواهد دگر ، نه ؟باید فراموشش کنم راهی ندارمxa0تا کی بسازم زندگی را با اگر ؟؟ نه ؟ای کاش میدانست پایانش جداییستوقتی که عاشق باشی و اهل خطر نه...آیینه با
چشم انتظاری های ما را حاصلی نیست ...(الهام دیداریان) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0چشم انتظاری های ما را حاصلی نیستدیگر طلسم غصه ها را باطلی نیستقلبم نهنگ خسته از دل خستگی هابا دردها سر کن که اینجا ساحلی نیستیک عمر کوشش های دریا بی کشش ماندکو جزر و مد وقتی که ماه کاملی نیستهر بار
دورهات کردند آدمها و تنهاتر شدی ...(مژگان عباسلو) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0دورهات کردند آدمها و تنهاتر شدیدورهات کردند غمها و شکیباتر شدییادگار دوستان را دشمنان خط میزنندتکدرخت باغ! با اینهاست زیباتر شدیشوکران گفتند در پیدا و در پنهان شرابهرچه تهمت بیشتر خوردی مبرّا
گفتی دلت شبیه من از این جهان گرفت ...(مژگان عباسلو) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0گفتی دلت شبیه من از این جهان گرفتاینجا که عقل عاطفه را داد و نان گرفتمن دست دوستی به تو امروز میدهمفردا ولی...اگر...دلت از دوستان گرفت؟بر شانهی تو تکیه زدم گیرم این بهارپاییز از پرنده اگر آشیان
دل به دریا زدنت گرچه تماشا دارد ...(مژگان عباسلو) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0دل به دریا زدنت گرچه تماشا داردxa0تو نباشی چه تماشا لب دریا دارد؟بویی از پیرهنت نیز به من بازنگشتxa0این چه تقدیر غریبیست زلیخا دارد؟آب در دیده و آتش به دلم، غیر از منxa0آنچه خوبان همه دارند که یکجا دارد
اگر هنوز ...(بهرنگ قاسمى) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0اگر هنوزبعد از گذشت سال هاهر از گاهى دل ات مى گيردو بى آنكه خودت بدانى چرابغضى خفيفحتا براى ثانيه اىراه گلويت را مى بنددبدان كه منهرآنچه بايد به تو مى گفتم راهيچ وقت نشد كه xa0بگويم((بهرنگ قاسمى))http
باید آن شبهای مردنی ...(ژیلا مساعد) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 17:40
xa0xa0باید آن شبهای مردنیو کمسو راتجربه کرده باشینمِ اندوهبارانِ شرجیخفه در آوایی مرموزآمیخته با بوی تند فقرxa0ما مثل عنکبوتهای بیتجربهی کوچکتارهایی از کلمه میتنیدیمبه دور خودبه دور شببه دور درخت خوش
دموکراسی ...(غادة السمان) - تاریخ: 1398/2/29 ساعت: 9:06
xa0xa0دموکراسی؟آری... حتماً.اما، با زنی دیوانه چون من چه میکنیکه پیاپیبه دیکتاتوریِ عشقِ تورای میدهد؟!((غادة السمان))ترجمهی دکتر عبدالحسین فرزاد
نه هفت طبقه آسمان ...(نیکوس کازانتزاکیس) - تاریخ: 1398/2/29 ساعت: 9:06
xa0xa0نه هفت طبقه آسمانxa0و نه هفت طبقه زمینxa0برای جادادن خداوند کافی نیست،xa0ولی قلب انسان به تنهایی می تواندxa0او را در خود جای دهد.((نیکوس کازانتزاکیس ))xa0https://telegram.me/sherebarankhorde
ماه در چشم هایت کامل می شود ...(بهنام مهدی نژاد) - تاریخ: 1398/2/29 ساعت: 9:06
xa0xa0ماه در چشم هایت کامل می شودراه می افتی در مزارع گندمزیبایی تومی توانست سپیده دم باشد!به تو خیره می شومxa0به تنها شکوفه ی گیلاسی که در باد تکان می خوردحرف بزنxa0تا با رویا کنار بیایمxa0حرف بزن تا روحم را ب

برچسب‌های مرتبط

رمان همیشه چیزهایی هست | خدایا خودت به این خوبی | اینقدر به خودت نناز | اینقدر به خودت اعتماد داشته باش | در عشق تو عقل سرنگون گشت | در عشق توام نصیحت و پند | در وفای عشق تو | به من بگو بی وفا | به من بگو دروغاتو | به من بگو چرا