
هر بار که سفر رفتیعطر تو از من تو را خواستمانند کودکیکه مادرش را می خواهد،فکرش را بکن!حتی عطرهاحتی عطرهاغربت را می فهمندو دوری را می شناسند!((نزار قبانی)) ترجمه دکتر شهاب گودرزی ...
ادامه مطلب
تو که رفتی زندگی بدجور اَمونم رو گرفتتو که رفتی، تو که رفتی، غصه جونم رو گرفتمیون روشنیا واستاده بودم که یهوشب شد و ابر سیاهی آسمونم رو گرفتبرف سنگینی نشست روی سیاهی موهامسوز و سرمای عجیبی استخونم ر...
ادامه مطلب
باید, می رفتی, چاره ای نبود تو باید می رفتی وقتی که مرا یا نمی دیدی یا آنقدر دور که دستی تکان بدهی و سری بچرخانی و به من و همسایه ی دور دورت بی تفاوت سلام کنی من همیشه بید بوده ام تو باد و این ناعا...
ادامه مطلب
اینستاگرام شعر های باران خوردهmohammad.shirinzadehکانال شعر باران خورده در تلگرامtelegram.me/sherebarankhordeآیدی من در تلگرام@mohammadshirinzade♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سلام و درود خدمت شما دوستانبه شعر باران خورده خوش اومدیدپروفایلم فعال استبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن کنیددر قسمت پایین وب مطالب قدیمی تر پیروز و موفق باشیدشاعر بارانی(محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سپاسگزارمسپاسگزارم بارانک...
ادامه مطلب
اینستاگرام شعر های باران خوردهmohammad.shirinzadehکانال شعر باران خورده در تلگرامtelegram.me/sherebarankhordeآیدی من در تلگرام@mohammadshirinzade♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سلام و درود خدمت شما دوستانبه شعر باران خورده خوش اومدیدپروفایلم فعال استبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن کنیددر قسمت پایین وب مطالب قدیمی تر پیروز و موفق باشیدشاعر بارانی(محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سپاسگزارمسپاسگزارم بارانک...
ادامه مطلب
وقتی که تو رفتی شکوفه ها و برگها هم رفتند و من تنها توانستم، به نقطه ای خیره شوم و اندوهم را به شکل کلمات کوچک در آورم نمی توانم به عشق التماس کنم یا آرزو کنم که اندوه تلخ مرا در خود غرق کند همان اندوهی که ریسمان های مرا همچون قایق شکسته ای از هم جدا می کند تنها قلم خسته ی من است که اندوه مرا به روی کاغذ می ریزد در حالی که آهسته آهسته قلبم را می خورد در تغییر و تبدیل سالها لطف و مرحمتی نیست و نه هیچ زیبایی در این جهان برای من پس به کلمات کوچک بدل می شوم تا تو عزیزم مرا تلفظ کنی این تنها کاری است که از دست من بر می آید ((دوروتی پارکر))...
ادامه مطلب
از آن دمی که گرفتی مرا در آغوشت هنوز پیرهنم را نشسته می پوشم... ((حسین دلجو))...
ادامه مطلب
از نگاهم رفتی و دارد خدایی می کند بغض هایی از رگ گردن به من نزدیکتر...! ((فرامرز عرب عامری)) ...
ادامه مطلب
از این شب - این شب غمگین - که رفتی... از این دلتنگی سنگین که رفتی... تو گنجشک رهای من نبودی تشکر می کنم از این که رفتی ((حبیب نظاری))...
ادامه مطلب
رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوز عکس روی تو در این آیینه پیداست هنوز هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز در دلم عشق تو چون شمع به خلوتگه راز در سرم شور تو چون باده به میناست هنوز گر چه امروز من آیینه ی فردای منست دل دیوانه در اندیشه ی فرداست هنوز عشق آمد به دل و شور قیامت برخاست زندگی طی شد و این معرکه برپاست هنوز لب فرو بسته ام از شرم و زبان نگهم پیش چشمان سخنگوی تو گویاست هنوز ((ابولحسن ورزی))...
ادامه مطلب