
حسى، حسىمىگويدمرامرادر اعماق تاس ياسمآهای، آهایگل ياسمگل ياسمسالهاستسير و سفرسالهاستسير و سفردور از دودكش و آجرها هستمجداىجداىجدا هستمميان قرقىهاآب دهان قورت وحال و هواى قدم هستمهستم((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...
ادامه مطلب
آخرین برگ پاييزىپشت پنجرهی اتاق خواببىخوابىامهزاران مايل زرد زردمانند گل سرخى افسانهوار افتادهبر دستان كودكىكه بازدمش را به او مىدادتا قاصدكی سپيد شودبه شوق پروازبه آن روزها كه مهمان ناخوانده مىآیدتا به او بگويدشكوفهی كوچهی ماعمرش كوتاهتر از زمستان بود((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...
ادامه مطلب
جهان؛از هیاهوی گامهایت پر بود.من؛در خاموشی بی پایان نبودنت،سطری، بی معنا بودمکه باد،پیش از خواندهشدنم،مرا از حاشیهی جهان پاک کرد.((اعظم ملک پور)) ...
ادامه مطلب
-چه زیباست فراق!تو برای همیشه در خاطرِ منخندان و جوان خواهی ماندپیوسته دوستم می داریو برایم بهترین شعرها را می نگاری،من نیز هنگامی که نامت را بشنومیا عکست را ببینم میایستمو ستاره ها را میبینم از جلوی چهره ام میگریزندچون رودخانهای از نورتا بینهایت،دوست داشتنت را ادامه خواهم دادشاد از همراهی با فریبِ تو!دوستت دارم بیکه بدانم چه هستی یا که هستی،عشقی بدونِ شرطعشقی در برابر ویرانی فصلهاعشقی که استقلالش را از تو اعلام کرد،عشقی که به دیداری میان غرور و پنهانکاریو محال بدل خواهد شدستاره ای درخشان...
ادامه مطلب
شعر های باران خورده ....بسیار گریسته بودم ...(معصومه صابر) بسیار گریسته بودمدریا دریا...آنچنان که لبخندم را آب برده بود!آه روزِ مباداآه شآدمانیِ کوچک ِ مانده در راهمرا ببخشو روزیاگرمرا یاد کردیشمعی روشن کنبرای کسیکه بی نوری در چشمانشهزار سال روشن بود...((معصومه صابر))آمارگیر وبلاگ ...
ادامه مطلب
گنجشکی که روزی عاشقت بود ...(نیلوفر لاری پور) بروولی نگو مرا نمی شناسیهمیشه بر سر اندوه توستنیمه های شبو نمی دانیکه روزی عاشقت بودچرا در سینه ات، بال بال می زند.برچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر عشق تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 3:3 | نویسنده : محمد شیرین زاده | .: Weblog Themes By Pichak :. ...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...
ادامه مطلب
فقط یک لحظه بودافتادن پلک هایمو بوسه ی سپیده ایکه بر گونه هایم نشستحالا ردیف شعرهایتقافیه ی چشمانم رابه هم می ریزدتا بخوانمت به عشقبنوازمت با دل...
ادامه مطلب
متعهد به یک قلــــــــــب و یک حال خـــــــــــوب و یک حس بی نـــــــظیر ... ♥ N ♥========================سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzade@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥مثل کسی کهتصمیم گرفتهخود کشی کندمن می خواستماو رافراموش کنم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥رد بوسه هایمبر تنشانگارقدم زده کسیتنهایی اش رادر برف ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥مثل رفتندر یک جاده پر پیچدست امهنگام نوازش مو هایشاحساس خطر می کرد((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥شرم دارم...
ادامه مطلب
در کنارم بودینزدیک تر به مناز همهی حسهایم.سخن عشقاز درونت بودنورانی.کلمات ناب عشقبه نَفَس نمیآیند.سرت به جانب من بودآرامموهای بلندتو کمر شادابت.از قلب عشقسخن میرانینورانیدر بعد از ظهر خاکستری یک روز.جوانی و کلماتم چیزی جز خاطرهی صدایت و تنتنیست،و این تصویرزندهام میدارد.-((خوزه آنخل بالنته))ترجمه از مهیار مظلومی-...
ادامه مطلب
این همه سال دلتنگی این همه سال دوری و عقربه هایی که با ماقهر کرده بودندساعتهایی که فقط حرکت می کردندتا صفحه تقویم ها ورق بخورند شنبه ها ،یک شنبه ها ...جمعه ها ...این تکرار لعنتی روزها ...و در آخر دلتنگی هایی که به غروب جمعه ها ختم می شدکافه های شلوغ پر از سیگار با بوی قهوه های همیشه تلخو موسیقی مثلا رمانتیک...افسوس تو هرگز نمی آیی واین غمگین ترین شعر را زمانی می خوانی که زنی دستانش مثل موهایش از دنیا کوتاه شده است((برتا نبی ئیان))برچسب ها: برتا نبی ئیان , شعر کده , شعر برتا نبی ئیان , اشعار برتا نبی ئیان بخوانید...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
حالا که رفته ایچه بگویمبه آن همه نارنجیکه در پاییزیکی یکیاز شاخه ها می افتندو سراغ ترا می گیرند ...در سوگ استاد عباس معروفی((محمد شیرین زاده))-----------------------------------------------------------------------درگذشت استاد عباس معروفی و به جامعه ادبی و همراهان همیشگی شعر تسلیت عرض می کنمبا درود و احترام شاعر بارانی (محمد شیرین زاده)برچسب ها: عباس معروفی , محمد شیرین زاده , اشعار عباس معروفی , اشعار محمد شیرین زاده بخوانید...
ادامه مطلب
ردی از بودن ام رابه شکل رفتنِ مردی با ریتمِ خداحافظیپشت همین خط، چال کردمبه اندازهی تمام راههای نرفتهپشتِ تلفنبا خودم حرف زدهامو هرچقدر فشار میآورد به کلهامتنها صحنه غسالخانهایستکه هر روز بخشی از تو رادر من میشوید...((نادیا قاسمی | بوشهر))-...
ادامه مطلب
همیشه دری'>دری باز به در به دری بودمرفتن را بیشتر از آمدن دوست داشتمصدای تو تنها سرزمین واقعی ام بودکلمات را در آغوشت پنهان می کنماز این به بعدهمه می توانند شعرهایی از مرادر تو بخوانند.((روجا چمنکار))-...
ادامه مطلب