
بيچارِه "خيال "ِ ساده یِ مننميداند كه تو مرا فراموش كرده ای ...هرشب با يادِ تو "تا صبح"مرا بيدار نگه ميدارد...!((مژگان بوربور))...
ادامه مطلب
-چه زیباست فراق!تو برای همیشه در خاطرِ منخندان و جوان خواهی ماندپیوسته دوستم می داریو برایم بهترین شعرها را می نگاری،من نیز هنگامی که نامت را بشنومیا عکست را ببینم میایستمو ستاره ها را میبینم از جلوی چهره ام میگریزندچون رودخانهای از نورتا بینهایت،دوست داشتنت را ادامه خواهم دادشاد از همراهی با فریبِ تو!دوستت دارم بیکه بدانم چه هستی یا که هستی،عشقی بدونِ شرطعشقی در برابر ویرانی فصلهاعشقی که استقلالش را از تو اعلام کرد،عشقی که به دیداری میان غرور و پنهانکاریو محال بدل خواهد شدستاره ای درخشان...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...
ادامه مطلب
چشمان تو وطن من است !شهرهای بسیار داردشهرهایش خانه های سبزبه خانه هایش کسی سرنمی زنداز پنجره هایش کسی سرک نمی کشد .درون چشمان تو وطنی آزاد استهیچ دیکتاتوری حکومت نمی كندمردمش آزادانه به خیابان می آیندروی هم را می بوسندعاشق هم می شوند .مردم چشم های تو زندان نمی شناسنددر ساحل دریای آبی و زیبا نشسته اندتازیانه نمی خورنداعدام نمی شوندمردم چشمهای تو یک دین دارندوبه آن ایمان دارند .وطن من چشمهای توست !((انور سلمان))برچسب ها: انور سلمان , شعر وطن , آرشیو شعر جهان , شعر عشق بخوانید...
ادامه مطلب
چه رنجی است ...
ادامه مطلب
هزار سال است که دوستات میدارم!من، چونان تو،از نخستین گزش، به عشق ایمان نمیآورم،اما میدانم که ما پیشتر،یکدیگر را دیدار کردهایم،به روزگاران، در میان افسانهای راستین.و ما دو چهره، یکدیگر را در آغوش فشردیم،بر گسترهی آبهای ابدی.سایهات، پیوسته، به سایهی من میپیوندددر گذر روزگاراندر میان آینههای ازلی و مرموز عشقمن همواره از تو سرشارم،در خلوت قرنهای پیاپی…آنجا مردی است کولی،که چراغدانهای اشتیاق را میافروزد،و با سازش میخواند:اشعاری راکه بر اوراق بادها مینویسی،برای من.آنجا زنی است کولی،که در بیشههای اعصارگم شده است،و ریزههای نان خاطرات آیندهاش را با تو،پی میگیرد،تا گذرگاهِ کُمایِ روحی راگم نکند.((غاده السمان))ترجمه از عبدالحسین فرزادبرچسب ها: غاده السمان , اشعار عاشقانه , شعر عشق , اشعار شاعران خارجی ...
ادامه مطلب
نام من عشق است آیــا میشناسیدم؟زخمیام -زخمی سراپا- میشناسیدم؟بـــا شما طیکـــــردهام راه درازی راخسته هستم -خسته- آیا میشناسیدم؟راه ششصدســالهای از دفتر "حــافظ "تا غزلهای شما، ها! میشناسیدم؟این زمانم گــــرچه ابر تیره پوشیدهاستمن همان خورشیدم اما، میشناسیدمپای ره وارش شکسته سنگلاخ دهراینک این افتاده از پا، میشناسیدممیشناسد چشمهایم چهرههاتان راهمچنانی که شماها میشناسیدماینچنین بیگــــانه از من رو مگردانیددر مبندیدم به حاشا!، میشناسیدم!من همان دریایتان ای رهروان عشقرودهای رو به دریـــا! میشنـاسیدماصل من بــــودم , بهــانه بود و فرعی بودعشق"قیس"و حسن"لیلا" میشناسیدم؟در کف "فرهـاد" تیشه من نهادم، من!من بریدم "بیستون" را میشناسیدممسخ کرده چهرهام را گرچه این ایامبا همین دیدار حتی میشنـاسید...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
شب مژده وصال شنیدم، نیامدیبسیار انتظار کشیدم، نیامدیتا غیر شاد گردد و من منفعل، تراهرچند سوی خود طلبیدم، نیامدیدر وصل، خویش را نرساندی اجل به منزهر فراق تا نچشیدم، نیامدیدی میگذشتی از در محنتسرای منهرچند از پی تو دویدم، نیامدیتا آمدی، رسید به جان میلی از غمتتا از غمت به جان نرسیدم، نیامدی((میلی))-...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
در سکوتِ محض شبدور از مردمِ شهر کنجِ یک تاریکیبعدِ یک دلتنگیدر تبِ ساعت عشق در دل آغوشت،تو مرا جای دهی و به رسمِ قدمِ اولِ عشقلبمان چِفت و هم آغوش شوند!و به فردای همان شب همگان دَم بزنند که هَوَس بود و غلطجلوی چشم همه مردم شهر،باز به لبهای تو بوسه زنم..و میان هَمِگان میخوانم،اگر این بوسه طمع بود و غلط پس چه شیرین غلطی ست ..و تو را باز لبت بوسه زنم!و پسِ هر بوسه بر سرِ مردمِ شهر جار زنم:ای اهل طمع پندارم من غلط کردم، غلط کردم،غلط...!((زهره قادری)) -...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
معجزه است که باهمیمکه نور بر گونههایت میافتد ودر اطرافت باد بازیگوشانه میوزدهر بار که میبینمت قلبم میلرزدهمچون نخستین ملاقاتِ مردِ جوانیکه شبیهِ من است.((لویی آراگون))ترجمه: سارا سمیعی-...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرماییدبا تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب