خرید بک لینک

1 سال است که دوستات میدارم!

من، چونان تو،

از نخستین گزش، به عشق ایمان نمیآورم،

اما میدانم که ما پیشتر،

یکدیگر را دیدار کردهایم،

به روزگاران، در میان افسانهای راستین.

و ما دو چهره، یکدیگر را در آغوش فشردیم،

بر گسترهی آبهای ابدی.

سایهات، پیوسته، به سایهی من میپیوندد

در گذر روزگاران

در میان آینههای ازلی و مرموز عشق

من همواره از تو سرشارم،

در خلوت قرنهای پیاپی…

آنجا مردی است کولی،

که چراغدانهای اشتیاق را میافروزد،

و با سازش میخواند:

اشعاری را

که بر اوراق بادها مینویسی،

برای من.

آنجا زنی است کولی،

که در بیشههای اعصار

گم شده است،

و ریزههای نان خاطرات آیندهاش را با تو،

پی میگیرد،

تا گذرگاهِ کُمایِ روحی را

گم نکند.


((1 1))

ترجمه از عبدالحسین فرزاد


برچسب ها: غاده السمان , اشعار عاشقانه , شعر عشق , اشعار شاعران خارجی

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 14:47

صفحه بندی