شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «پاک کن هایی زپاکی داشتیم» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

تا در کنار هم ...(یدالله گودرزی)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....تا در کنار هم ...(یدالله گودرزی) هوا پُر از سلّولهای صداستتا در کنار همشکلِ کلماتِ کلام تو راکامل کنند !گوشی های گرسنهنانِِِِِ گرمِ صدایت را حریصانه می بلعنداما تلفنی که روزها وشبهاگوش به زنگِ توستدر رخوتِ نمناکِ لحظه هازنگ می زند !طیفی بنفشروی حباب های هواسایه می شودو رودِ صدای توبه نبضِ ساکتِ روحم نمی رسد!راستی !بی حس ناب صدایتچگونه می توان زیست ؟گرچهبعد از توهیچ چیز مهم نیست...((یدالله گودرزی))آمارگیر وبلاگ ...

    ادامه مطلب
  • برای فردا فکری بکن...(نیلوفر لاری پور)

  • نیلوبلاگ

    برای فردا فکری بکن...(نیلوفر لاری پور) فردا باید برومتکلیف بوسه هایم را روشن کنم جامانده روی پیراهنش،شاخه گل خشک شده اولین دیدارو رد انگشتانش بر شقیقه ام رابه باد گرم شهریور بسپارمتا فردا راهی نیستکه با آرام بخش می گذرانمیا رویا های احمقانه می بینمفردا باید بروم که تمامش کنم.... در این فکرم که چه بپوشم،که او دوست داشته باشداحمق، من هنوز دوستت دارم!برای فردا فکری بکن...برچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر ناب تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 2:59 ...

    ادامه مطلب
  • تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع)

  • نیلوبلاگ

    تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع) و ای بهانه شیرین تر از شکر قندم...به عشق پاک کسی جز تو دل نمی بندمبه دین این همه پیغمبر احتیاجی نیستهمین بس است که اینک تویی خداوندمهمین بس است که هر لحظه ای که می گذردگسستنی نشود با دل تو پیوندممرا کمک کن از این پس که گامهای زمیننمی برند و به مقصد نمی رسانندمهمیشه شعر سرودم برای مردم شهرولی نه! هیچ کدامش نشد خوشایندمتویی بهانه ی این شعر خوب باور کنکه در سرودن این شعرها هنرمندمبرچسب ها: نجمه زارع , غزلسرا , زنده یاد نجمه زارع , اشعار نجم...

    ادامه مطلب
  • کفایت می کند ...(محمود درویش)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرام👇👇mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...

    ادامه مطلب
  • قرص کن دلم را با نگاهت ...(سارا امیری فلاح)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...

    ادامه مطلب
  • همین که نگاهت کنم ...(عباس معروفی)

  • نیلوبلاگ

    بی تو زندگی کنمیا بگردم ؟همین که باشیهمین که نگاهت ...

    ادامه مطلب
  • سعی کن ...(أنیس منصور)

  • نیلوبلاگ

         متـــــعهد به یک قلـــــــــــــب     ویک حال خــــــــــــــــــــوب     و یک حس بی نـــــــــــــظیر                 ♥  N  ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از ب...

    ادامه مطلب
  • کنار پنجره باران خورده ...(محمد شیرین زاده)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • فاطمه قاسمی اسکندری هورزاد ...

  • نیلوبلاگ

    تو را میشناسم، با همین چشم هایی که پشت ویترین پنهان شدهاند!چشم هایی که سالیان درازی است با ضعف خویش سر میکنند، و تصویر آدمها یکی پس از دیگری در نظرشان تار میشود.میشناسمت، حتی اگر هیچ عینکی برای دیدنت نداشته باشم؛ حتی اگر تصویر تو چون دیگران در نظرم تار یا محو شود، باز هم خیالی نیست؛ من سالها پیش تصویر تو را روی قاب عکس دلم نقش زدهام تا بماند برای روزهای نیامدهای که ممکن است چشم هایم نایی برای دیدنت نداشته باشند.سعی میکنم عطر تنت را در هوایم ثبت کنم، تا نشانی باشد برایم، برای تمام لحظاتی که ممکن است بی همراهی دیدگانم به دنبالت باشم!میدانی!من معتقدم هر آدمی بوی خودش را دارد، و چه کسی جز تو میتواند بوی خودت را داشته باشد؟تو را با صدای قدم هایت، نوای زیبای صدایت، نقش زیبای چشمانت که روزی بر پرده...

    ادامه مطلب
  • گنجشک تنهایی ست ...(نفس موسوی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • در کنارم بودی ...(خوزه آنخل بالنته)

  • نیلوبلاگ

    در کنارم بودینزدیک تر به مناز همهی حسهایم.سخن عشقاز درونت بودنورانی.کلمات ناب عشقبه نَفَس نمیآیند.سرت به جانب من بودآرامموهای بلندتو کمر شادابت.از قلب عشقسخن میرانینورانیدر بعد از ظهر خاکستری یک روز.جوانی و کلماتم چیزی جز خاطرهی صدایت و تنتنیست،و این تصویرزندهام میدارد.-((خوزه آنخل بالنته))ترجمه از مهیار مظلومی-...

    ادامه مطلب
  • نگاه کن ...(نسرین خواجه)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • چگونه باغ ِ تو باور کند بهاران را ...(حسین منزوی)

  • نیلوبلاگ

    چگونه باغ ِ تو باور کند بهاران را ؟که سالها نچشیدهست ، طعم باران راگمان مبر که چراغان کنند، دیگر بارشکوفه ها تن عریان شاخساران راو یا ز روی چمن بسترد دوباره نسیمغبار خستگی روز و روزگاران رادرختهای کهن ساقه ، ساقهدار شوندبه دار کرده بر اینان تن هزاران راغبار مرگ به رگ های باغ خشکانیدزلال ِ جاری ِ آواز ِ جویباران رانگاه کن گل من ! باغبان ِ باغت راو شانههایش آن رُستگاه ماران راگرفتم این که شکفتی و بارور گشتیچگونه میبری از یاد داغ ِ یاران را ؟درخت ِ کوچک من! ای درخت ِ کوچک من!صبور باش و فراموش کن بهاران رابه خیره گوش مخوابان ، از این سوی دیوارصلای سُمّ سمندان ِ شهسواران راسوار ِ سبز ِ تو هرگز نخواهد آمد ، آهبه خیره خیره مبر رنج انتظاران را-((حسین منزوی))-...

    ادامه مطلب
  • هدیه می کنم ...(محمد شیرین زاده)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • حرف هایی که امروز یک رهگذر در ...(برتا نبی ئیان)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • وقتی تنهایی

  • نیلوبلاگ

    وقتی تنهاییبه همهچیز و همهکس پناه میبریپخش میشویدر کوچه و خیابانبه جاهایی میروی که نباید برویبه آدمهایی سلام میکنی که نباید.محبوب من!بیا دست مرا بگیر و مرا بیرون بکش!از کافههای دود و نیشخنداز گلوی شبهااز گِل و لای روزهامن پراکنده شدهامبیا مرا جمع کن از کوچه و خیابانبیا مرا جمع کن از دیگران!((رسول یونان))-...

    ادامه مطلب
  • چهرههایی وجود دارند که ...(هانری دومنترلان)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • روی تمام واژه هایی که ...(عطیه عطائی)

  • نیلوبلاگ

    روی تمام واژه هایی کهحس بودنت را جار میزندتشدیدی از جنس بوسه میگذارمتورا روبه روی پنجره ی قلبممی نشانم و چشمانت را مهمانمنظره ی دلدادگیم می کنم...من همان نوازنده ی سمجو عاشق بی چون چرایی هستمکه بعد از دیدن چشمانتروحم تورا نواخت واهنگ خوش عاشقی به صدا در امدمن را همان مخلوقه دیوانه یخنده هایت بدان...تمام حس های قلبم را...واژه به واژه برایت می نویسمتا برای حضورت حصاری ازجنس ابد بسازم..تا هیچ عاشقانه ی دیگریدلت را نلرزاند.((عطیه عطائی))-...

    ادامه مطلب
  • می ایستم کنار دریا ...(عباس معروفی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...

    ادامه مطلب
  • باورکن ...(آزاد نوروزی)

  • نیلوبلاگ

    باورکندیگرهیچ مصلحتی در دروغ هایم نیستما دیوارها را بلندترساختیمکوچه ها زن ها و درخت ها رابا نام های مستعار صدا می زدیمو صورتمان رادرعکس های بزرگ با سیلی و مشت و لگدو این آدم چقدر استخوان هایش کم طاقت استاین روزهانام هرکس رابیاد می آورمدرمن خفه می شوددارم خفه می شومبگذار همه بفهمند که به ارتفاع وجب هاییکه از تو دورم آب ازسر دهانم گذشته استنزدیکتر بیاگاهی یک وجب همخیلی چیزها را عوض می کندمثل اصابت گلوله ایبه فاصله ی یک وجب از قلبمثل راه رفتن به فاصله ی یک وجباز کنار مینی در زمینهای روستای تپه کنعانمی خواهم باحرف هایمخیابانها را وحشت زده کنمجیغ پنجره را در بیاورمتا زن ها سرآسیمه لباس های خیس شان رااز روی طناب به خانه ببرندامروزتمام انگشتانم از آتشی که پاییزدر پیراهن دختر همسایه روشن کرده بودزر...

    ادامه مطلب