خرید بک لینک

1 من

اگر در زندگیِ من نبودی

بانویی چون تو را خلق میکردم

که قامتاش چون شمشیر، زیبا و کشیده

و چشماناش چون آسمانِ تابستان زلال باشد

صورتاش را روی برگ درختان نقش میزدم

و صدایش را بر برگ درختان

حک میکردم

موهایش را کشتزاری از ریحان

کمرگاهاش را از شعر

و لب و دهاناش را جامی عطرآگین میساختم

و دستاناش را

چونان کبوتری که آب را نوازش میکند

و ترسی از غرق شدن ندارد

تمام طول شب را بیدار میماندم

تا لرزش گردنبند و موسیقی

گوشوارهاش را ترسیم کنم

اگر در لوح سرنوشتام نبودی

تو را به گونهای چنین میآفریدم

تکهای از ماه را قرض میگرفتم

مشتی صدفِ دریا و روشنای سحر

دریا ، مسافران و سفر را وام میگرفتم

ابر را برای چشمانات میکشیدم

و با باران میرقصیدم

اگر در واقعیت نبودی

ماهها و ماهها به پیشانی بلند

لبهای کشیدهات و انگشتانات میپرداختم

محبوب من

بانویی چون تو را میکشیدم بلور دست

و در میان مژگاناش دو ستارهی درخشان مینشاندم

اما محبوب من

چه کسی بهسان توست ؟

کجا خواهد بود ؟

کجا ؟ کجا ؟


((1 1))


برچسب ها: نزار قبانی , اشعار نزار قبانی , شاعران عرب زبان , اشعار شاعران خارجی

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 13:50

صفحه بندی