خرید بک لینک

چه هوایی ،

چه طلوعی ،

جانم ....

باید امروز حواسم باشد

که اگر قاصدکی را دیدم ،

آرزوهایم را

بدهم تا برساند به خدا ،

به خدایی که خودم میدانم ،

نه خدایی که برایم از خشم ،

نه خدایی که برایم از قهر،

نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .....

به خدایی که خودم میدانم ،

به خدایی که دلش پروانه است ،

و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،

و به باران گفته است باغها تشنه شدند ،

و حواسش حتی

به دل نازک شب بو هم هست،

که مبادا که ترک بردارد ،

به خدایی که خودم میدانم

چه خدایی...، جانم.

((سهراب سپهری))

KDRj1

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 20:17

صفحه بندی