
گفتنی های زیادی دارم
گوش می کنی؟
گفتنی هایی از درخت های به میوه نرسیده
خشکیده
از آفتاب لب بام
که خیز نگاهش، سوزنده
بی فراخور شیشه های شکسته بی انعکاس ....
گفتنی های زیادی دارم
از دیروز
امروز
و فرداهای جان کندن
از قطار هزاره های بی مقصد
از ننگ دست هایم
از دستان تو می ترسند
و من هر بار
به دنبال حس تازه ای
چشم های ندامت را می شویم
و سلسه های باختن
نیافتن
و هم چنان در راه ماندن ....
((احمد الماسی))
برچسب:
نویسنده: هستی عباسی