
يک صبحِ زود
يک صبحِ قشنگ خواهيم رفت
همان طرفهای دورِ آشنا خواهيم رفت.
میگويند آنجا
کوچههايی دارد عجيب،
غرقِ نور و سلام و تبسم وُ
هر چه شما بخواهيد!
میگويند آنجا
نسترنها نماز میخوانند
آب، اهل آوازِ رفتن است
و ملايکی بیسوال
پيالههای پُر از می را
بر چينههای ستاره چيدهاند،
هوا خوش است و کلمات،
همهی کلمات از هر چه گفتنِ بوسه آزادند!
((سید علی صالحی))
برچسب:
نویسنده: هستی عباسی