
روزهايي كه هرگز نمي آيند
از سرم بيرون نمي روند
نمي روند
كه باد
لباس هاي روي بند را
به يادم بيندازد
و باران
شيشه هاي پنجره را لك كند
نمي روند
و پاي زندگي ام
هميشه مي لنگد
آينده!
ديگر اين حرفها
از من گذشته است
ساعت را كوك مي كنم روياهايم بيدار مي شوند
و تنها ترين اتاق خانه را
به آن كسي كه نيست
به ان كسي كه هرگز نبوده
نشان مي دهم
تو را در تمام روزهايي كه نمي آيند
دوست داشتم
((صبا كاظميان))
برچسب:
نویسنده: هستی عباسی