خرید بک لینک

0Vgcw

روز های بارانی

نگرانت می شوم

می ترسم دلتنگ شوی

از خانه بزنی بیرون

چترت را فراموش کنی

باران ببارد

ابر ها اشك هايشان را كلمه كنند

بپاشند روي تنت

خیس شوی

و كسي نباشد

چترش را روی سرت بگیرد

تو از هجوم آن همه كلمه

بترسي

شانه هایت به لرزه بیفتد

حرف هاي نگفته ات يخ بزند

دست هايت تنها بماند

هیچکس نباشد

پالتو اش را روی شانه هایت بیاندازد

هيچ كس نباشد

دست هايت را بگيرد

می ترسم

بغض روز های رفته را

با آسمان شریک شوی

اشک هایت

با باران یکی شود

و هیچکس نباشد

تو را در آغوش بگیرد

آرامت کند

باور کن

روز های بارانی

بیش از هر روز دیگری نگرانت می شوم.


((محمد شیرین زاده))

برچسب: شعر روز های هفته,شعر روز های خوب,شعر روز های سخت,شعر روز های خوب گذشته,شعر روز های برفی,شعر روز های تلخ,شعر روز های بارانی,شعر های روز معلم,شعر های روز مادر,شعر های روز پدر, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 12:59

صفحه بندی