کتابی
دربلندترین قفسه ی کتابخانه
که هرگز
زیر دستانت
ورق نخواهدخورد
مادیان
بی پروایی
که درهر گوشه از
شهرمرزی چشمانت
انقلابی
به پامیکند..
ازادگی ام شکار تو نیست
که
سینه ستبر کنی و
مدالی از گیسوانم را به
نشانه ی
غنیمت جنگی به خانه ات ببری ..،،
چشمهای ابی شعرم
باجنوب شرجی صدایت
موج برنمیدارد
تو از
ارتفاع سرخ لبهایم
سقوط کرده ای
و
در رگهایم خشکیده ای .......
((یاسمن احمدی))
برچسب:
نویسنده: هستی عباسی