از چشم من این نقاب را بردارید ...(محمد عرب محمدی)
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:07
xa0 xa0 از چشم من این نقاب را بردارید این حالت التهاب را بردارید ای اهل حرم،امام ،اصغر را برد از روی زمین رباب را بردارید ((محمد عرب محمدی))
واژه ها مشکی بپوشید در عزایش تا ابد...(جواد قادری مهر)
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:07
xa0 xa0 واژه ها مشکی بپوشید در عزایش تا ابد... ای غزل...! ای قافیه...! ای مثنوی ها...! تسلیت... ((جواد قادری مهر))
برای بـــزم شهادت که بیقـــرار شدی ...(فاطمه معصومی)
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:07
xa0 xa0 برای بـــزم شهادت که بیقـــرار شدی بهسمت معرکه با شوق رهسپار شدی تـوئی که حیدر و پیغمبری به تنهایی ببین چگونه یکی رفتی و هزار شدی ((فاطمه معصومی))
سرمنشأ نابِ هر غزل، عباس است ...(محسن اميري مقدم)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 سرمنشأ نابِ هر غزل، عباس است پیروز ِنبردِ هر جدل عباس است آن برگِ برنده ای که مهدی دارد سربندِ "توکلتُ علی العباس" است ((محسن اميري مقدم))
ساقیا برخیز و درده جام را ...(حافظ)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 ساقیا برخیز و درده جام را خاک بر سر کن غم ایام را ساغر می بر کفم نه تا ز بر برکشم این دلق ازرق فام را گر چه بدنامیست نزد عاقلان ما نمیخواهیم ننگ و نام را باده درده چند از این باد غرور خاک بر سر نفس نافرجام را دود آه سینهٔ نالان من سوخت این افسردگان خام را محرم راز دل شیدای خود کس نمیبینم ز خ...
روزهايي كه هرگز نمي آيند ...(صبا كاظميان)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 روزهايي كه هرگز نمي آيند از سرم بيرون نمي روند نمي روند كه باد لباس هاي روي بند را به يادم بيندازد و باران شيشه هاي پنجره را لك كند نمي روند و پاي زندگي ام هميشه مي لنگد آينده! ديگر اين حرفها از من گذشته است ساعت را كوك مي كنم روياهايم بيدار مي شوند و تنها ترين اتاق خانه را به آن كسي كه نيست...
بعد از تو ...(فلورا تاجیکی)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 بعد از تو افراد زیادی دلم را لرزانده اند رهگذری با چشمهای شبیه تو گلفروشی که بوی عطر تو را می داد پزشکی که دقیقا مثل تو اسم کوچکم را صدا زد و پرستاری که هرروز شبیه تو قرص هایم رادر دهانم می گذارد ((فلورا تاجیکی))
جز نقش تو در نظر نیامد ما را ...(حافظ)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 جز نقش تو در نظر نیامد ما را جز کوی تو رهگذر نیامد ما را خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت حقا که به چشم در نیامد ما را ((حافظ))
ساقىِ ما چه شرابی، چه سبویی دارد ...(مجيد تال)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 ساقىِ ما چه شرابی، چه سبویی دارد بنویسید رقیه چه عمویی دارد ((مجيد تال))
روا بود همه خوبان آفرینش را ...(سعدی)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 روا بود همه خوبان آفرینش را که پیش صاحب ما دست برکمر گیرند قمر مقابله با روی او نیارد کرد وگر کند همه کس عیب بر قمر گیرند ((سعدی))
لب تشنه پا بيرون نهاد از آب ...(غلامرضا سازگار)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 لب تشنه پا بيرون نهاد از آب عبّاس دريا صدا مي زد مرا درياب عبّاس وقتي جوانمردی او را كرد احساس دريا صدا زد آفرين عبّاس عبّاس ((غلامرضا سازگار))
افتادی از بلندی و آقا سرت شکست ...(علي حسني)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:49
xa0 xa0 افتادی از بلندی و آقا سرت شکست ته مانده های زخمی بال وپرت شکست وقتی عمود آمد وشقّ القمر که شد تیر کمان میان دو چشم ترت شکست ((علي حسني))
به شمایل ابر ...(افشین کرد)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:33
xa0 xa0 به شمایل ابر پرواز می کند، پرنده باهوشی که بال اش تیر رس ِ چشم عقاب است. ((افشین کرد))
ای آتش سودای تو خون کرده جگرها ...(خاقانی)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:33
xa0 xa0 ای آتش سودای تو خون کرده جگرها بر باد شده در سر سودای تو سرها در گلشن امید به شاخ شجر من گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها ای در سر عشاق ز شور تو شغبها وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها آلوده به خونابهٔ هجر تو روانها پالوده ز اندیشهٔ وصل تو جگرها وی مهرهٔ امید مرا زخم زمانه در ششدر عشق تو فرو بسته گذر...
مترسک: من مغز ندارم ...(فرانک باوُم)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:33
xa0 xa0 مترسک: من مغز ندارم، تو سرم پر از پوشاله! دوروتی: اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی؟ مترسک: نمیدونم.. ولی خیلی از آدمها هم هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن! ((فرانک باوُم)) | جادوگر شهر اُز
پاک کن ها ...(الهام عسکری)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:33
xa0 xa0 پاک کن ها صف کشیده اند که تو را از اینجا بردارند ترسی ندارم خونی تو را سروده است که هرگز پاک نمی شود xa0 ((الهام عسکری))
غم کرد ریاض جان مه و سال مرا ...(خاقانی)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:33
xa0 xa0 غم کرد ریاض جان مه و سال مرا آئینه ندارد دل خوشحال مرا صیاد ز بس که دوستم میدارد بسته است در آغوش قفس بال مرا ((خاقانی))
هرکس که سر زلف تو آورد بدست ...(عبید زاکانی)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:33
xa0 xa0 هرکس که سر زلف تو آورد بدست از غالیه فارغ شد و از مشگ برست عاقل نکند نسبت زلفت با مشگ داند که میان این و آن فرقی هست ((عبید زاکانی))
بازنده شدن حس بدی نیست، اگر من ...(چکامه کریمی)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:33
xa0 xa0 بازنده شدن حس بدی نیست، اگر من با میل خودم دل به شما باخته باشم ((چکامه کریمی))
تا مهر توام در دل شوریده نشست ...(عبید زاکانی)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:33
xa0 xa0 تا مهر توام در دل شوریده نشست وافتاد مرا چشم بدان نرگس مست این غم ز دلم نمینهد پای برون وین اشگ ز دامنم نمیدارد دست ((عبید زاکانی))