من از پنجره می بینم،بهار آماده ی عشقه ...(آرزو رمضانی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:35
xa0 xa0 من از پنجره می بینم،بهار آماده ی عشقه همین سر سبزی بی حددلیل ساده ی عشقه! همین دلتنگی آبی ،همین رگبار فروردین داره توو گوشمون می گه به سمت عشق بر گردین! من از شب رد شدم با تو طلوع سرنوشتم باش حالا که عاشقم با تو تب اردیبهشتم باش غم دستامو باور کن،کنارت نبض خردادم نباید بی توجه بود،به قلبی که...
هر چه فریاد است ...(نجمه زارع) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:35
xa0 xa0 هر چه فریاد است از چشمان او خواهم شنید هر چه را او سعی دارد بی صدا پنهان کند ((نجمه زارع))
آرام آرام به راه می افتم ...(عاطفه آقاخانی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:35
xa0 xa0 آرام آرام به راه می افتم سر همان ساعت همیشگی همان کوچه همیشگی همان کافه همیشگی مینشینم مثل همیشه تا بیایی مثل همیشه قهوه ها را من سفارش می دهم با خودم حرف میزنم خاطراتت را مرور میکنم و بی صدا مثل همیشه می روم این بار هم مثل همیشه نیامدی! ((عاطفه آقاخانی))
ای نگارین چون تو از خوبان کجاست ...(مسعود سعد سلمان) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:35
xa0 xa0 ای نگارین چون تو از خوبان کجاست نیست کس را آنچه از گیتی تراست قد و روی و زلف سرو و ماه مشک مشک پیچان ماه تابان سرو راست تا مرا مهر تو اندر دل نشست از دل من بیش مهر کس نخاست ای نگار از طاعت تو چاره نیست راست گویی خدمت خسرو علاست شاه مسعود آفتاب داد و دین آنکه بر شاهان گیتی پادشاست از نهیبش ما...
لب باز مگیر یک زمان از لب جام ...(حافظ) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:35
xa0 xa0 لب باز مگیر یک زمان از لب جام تا بستانی کام جهان از لب جام در جام جهان چو تلخ و شیرین به هم است این از لب یار خواه و آن از لب جام ((حافظ))
تا دل به برم هوای دلبر دارد ...(قاآنی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:35
xa0 xa0 تا دل به برم هوای دلبر دارد افسانهٔ عشق دلبر از بر دارد دل رفت ز بر چو رفت دلبر آری دل از دلبر چگونه دل بردارد ((قاآنی))
افسوس که از همنفسان نیست کسی ...(هاتف اصفهانی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:34
xa0 xa0 افسوس که از همنفسان نیست کسی وز عمر گرانمایه نمانده است بسی دردا که نشد به کام دل یک لحظه با همنفسی بر آرم از دل نفسی ((هاتف اصفهانی))
بهشت یعنی ...(آرمیتا مولوی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 12:12
xa0 xa0 بهشت یعنی نوشیدن چای داغ و قدم زدن زیر باران واژه ها در جاده ی که دستان مرا به سوی تو می کشد ((آرمیتا مولوی))
بر دستهایمان ...(نصرت رحمانی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:15
xa0 xa0 بر دستهایمان بالای تخت به دیوار بر میادین شهر حتی بر دکمه های ... جلیقه زنجیر بسته ایم و یک ساعت بی آنکه قبله نمایی به دست بگیریم در موجتاب آینه را ندیم و ... واماندیم زندان چه هست ؟ جز انسان درون خود راستی که هیچ زندانی به کوچکی مغز نیست آری ما همه زندانیان خویشتنیم ((نصرت رحمانی))
آه اینگونه گر بوزد باد تا پگاه ...(نصرت رحمانی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:15
xa0 xa0 آه اینگونه گر بوزد باد تا پگاه اینگونه گر ببارد باران فردا از شکوفه های سپید به در روی شاخه ها خبری هست ؟ آری ... هست نه ... نیست مرا چه باک ز بارانی که گیسوان تو چتری گشوده اند ((نصرت رحمانی))
ای کولی کبود نگاه ستاره چشم ...(نادر نادرپور) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:14
xa0 xa0 ای کولی کبود نگاه ستاره چشم ای با غم غریبی من آشنا هنوز ای نغمه ساز عشق که با پنجه ی امید بر می کشی ز چنگ دلم ناله ها هنوز من بار دیگر از پس دیوار سال ها سوی تو آمدم سوی تو آمدم که به یاد تو آورم آن نغمه را که موج زند در فضا هنوز همچون صدای ناله ینی از ره دراز یاد تو شاد می کندم در شب نیاز ه...
از خاک آسمان مه آلود ...(نادر نادرپور) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:13
xa0 xa0 از خاک آسمان مه آلود رویید واژگونه درختی با شاخه های نقره ای برق با برگ های سبز ستاره با میوه ی طلایی خورشید از قاب تنگ پمجره ، سنگ نگاه من چون مرغ ، پر کشید بر شاخ آن درخت کهن خورد برگ ستاره ها به زمین ریخت در گل نشست میوه ی خورشید در کوچه ، راه می روم اینک خورشید در نشیب غروب است و ، چتر ا...
رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوز ...(ابولحسن ورزی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:12
xa0 xa0 رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوز عکس روی تو در این آیینه پیداست هنوز هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز در دلم عشق تو چون شمع به خلوتگه راز در سرم شور تو چون باده به میناست هنوز گر چه امروز من آیینه ی فردای منست دل دیوانه در اندیشه ی فرداست هنوز عشق آمد...
حظه ی میعاد تا او حلقه بر در ...(مهدی سهیلی) - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:12
xa0 xa0 حظه ی میعاد تا او حلقه بر در می زند مرغ بی تاب دلم در سینه پر پر می زند هر نگاهش باغ صدرنگیست و چون صورتگران مردم چشمش دمادم رنگ دیگر می زند دلربای من مرا تنها نخواهد هیچگاه هر کجا باشم خیالش بر دلم سر میزند غم هر زمان تازد به جانم باک نیست یار من بوسه یی بر قلب لشکر میزند ((مهدی سهیلی))
برای نبودنت هزار و یک فلسفه می بافم ...(کیمیا زارع) - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 12:59
xa0 xa0 برای نبودنت هزار و یک فلسفه می بافم و خودم را با مشتی دروغ،سرگرم میکنم اما درد را فهمیدم، لحظه ای که فروغ با درد گفت: آخرین بار آخرین لحظه ی تلخ دیدار آن را چه کنم ؟.. ((کیمیا زارع))
بى تو مهتاب ...(ياسمن کیوانمهر) - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 12:59
xa0 xa0 بى تو مهتاب شبى باز ... ولش كن ديگر اين منِ بى تو مگر كوچه خيابان بلد است؟ ((ياسمن کیوانمهر))
در بندم از آن دو زلف بند اندر بند ...(منوچهری) - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 12:59
xa0 xa0 در بندم از آن دو زلف بند اندر بند نالانم از آن عقیق قند اندر قند ای وعدهٔ فردای تو پیچ اندر پیچ آخر غم هجران تو چند اندر چند ((منوچهری))
و عشق ...(نیما شکرکردی) - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 12:59
xa0 xa0 و عشق قافیه اش گرچه مشکل است، اما خدا اگر که بخواهد ردیف خواهد شد ((نیما شکرکردی))
شعر روز های بارانی از شاعر بارانی (محمد شیرین زاده) - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 12:59
xa0 xa0 روز های بارانی نگرانت می شوم می ترسم دلتنگ شوی از خانه بزنی بیرون چترت را فراموش کنی باران ببارد ابر ها اشك هايشان را كلمه كنند بپاشند روي تنت خیس شوی و كسي نباشد چترش را روی سرت بگیرد تو از هجوم آن همه كلمه بترسي شانه هایت به لرزه بیفتد حرف هاي نگفته ات يخ بزند دست هايت تنها بماند هیچکس نبا...
ای نور خدا در نظر از روی تو ما را ...(هلالی جغتایی) - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:34
xa0 ای نور خدا در نظر از روی تو ما را بگذار که در روی تو ببینیم خدا را تا نکهت جانبخش تو همراه صبا شد خاصیت عیسیست دم باد صبا را هر چند که در راه تو خوبان همه خاکند حیف است که بر خاک نهی آن کف پا را پیش تو دعا گفتم و دشنام شنیدم هرگز اثری بهتر از این نیست دعا را میخواستم آسوده به کنجی بنشینم بالای ت...

برچسب‌های مرتبط

رمان همیشه چیزهایی هست | خدایا خودت به این خوبی | اینقدر به خودت نناز | اینقدر به خودت اعتماد داشته باش | در عشق تو عقل سرنگون گشت | در عشق توام نصیحت و پند | در وفای عشق تو | به من بگو بی وفا | به من بگو دروغاتو | به من بگو چرا