
آدمی راتوانایی عشق نیستدر عشق می شکند و می میرد((احمدرضا احمدی)) ...
ادامه مطلب
شعر های باران خورده ....آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست'>نیست نیست ...زینب مطور (آسمان) آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیستچَشمِشان روشن، دگر ایل و تبارم نیست نیستآشِنـایانی که معشــوقِ مـــرا می خواستیداین شما و میلتان، دیگــر شکارم نیست نیستبا رقیبــان دیدَمش، عهــدو وفایش پوچ بودکسرِ شأنم شاید امـــا ، نو بهارم نیست نیستآن که با او یک زمــان صبـرو قـراری داشتمبانیِ غم شاید امـــا، غمگسارم نیست نیستاز وَفــا چیزی به جز چـــوبِ وَفــا حقم نشدجز جفا از قلــبِ سنگش، انتظـارم نیست نیستآسمــان، ا...
ادامه مطلب
اتاقی که در رؤیای من استیک میز دارد، دو صندلیو دیگر هیچ.روی میز امایک رز استو روی صندلیهانشستهایم، من و تو.روشنی پشت شیشههاکنار میزند تاریکی را.تاریکی، روشنی را کنار میزند.در تاریکی، میدرخشد رز سفید برایمان،هنگامکه با هم حرف میزنیم،تو روی یکی صندلی،من روی آن دیگری،میزمابینِ ماست.((راینر مالکوفسکی))برچسب ها: راینر مالکوفسکی , اشعار شاعران خارجی , شعر اتاق , شعر جهان بخوانید...
ادامه مطلب
من نه خوش بینم'>بینم نه بد بینممن شد و هست و شود بینمعشق را عاشق شناسد ، زندگی را منمن که عمری دیده ام پایین و بالایشکه تفو بر صورتش،لعنت به معنایشدیده ای بسیار و می بینیمی وزد بادی ، پری را می برد با خویشاز کجا ؟ از کیست ؟هرگز این پرسیده ای از باد ؟به کجا ؟ وانگه چرا ؟زین کار مقصد چیست ؟خواه غمگین باش ، خواهی شادباد بسیار است و پر بسیار ، یعنی این عبث جاریستآه باری بس کنم دیگرهر چه خواهی کن ، تو خود دانیگر عبث یا هر چه باشد چند و چوناین است و جز این نیستمرگ می گوید : هوم چه بیهودهزندگی می گوید اماباز باید زیستباید زیستباید زیست-((مهدی اخوان ثالث))برچسب ها: شعر ناب , شعر عشق , شعر زیستن , شعر زندگی بخوانید...
ادامه مطلب
هم ردیف دلتنگی هایمبدون تو همه جای حیات به هم ریخته استو من در این اتاق چند متریاندازه ی چند خیابان دلتنگمنمی دانم اما“من از من رنجیده است”بدون دستهای توهیچ جای جهان من مرتب نیست((نسیم دادستان))برچسب ها: نسیم دادستان , اشعار نسیم دادستان , شعر ترانه , شعر عشق بخوانید...
ادامه مطلب
تو که برگردیخدا به زمین برمی گرددو ته سیگارهایش رااز زیر پوستمجمع می کند!تو که برگردیغروب بار و بنه اش رابرمی دارداز در پشتیفرار می کند !تو که برگردی ...آهبرگرد ودر مننفس بکش!نفس بکش!نفس بکش!انقدر که فصل ها ی غریببه تو برسند!انقدر که فاصله ها ی خبیثدق کنند...!انقدر که در سطرهای اول هر شعرسیب ها سرخ شوندو انقدر که فکرهاشب را بشویند!در من نفس بکش!ما با تمام سکوت سنگین مانفریادهای یک دفتریم ...!((آرزو کاظمی))برچسب ها: آرزو کاظمی , اشعار آرزو کاظمی , شاعرانه , شعرکده بخوانید...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...
ادامه مطلب
برای سلامی دوباره مهدیِ جاناگر چه دیر ولی رسیده ام به گمانقسم به عطر دل انگیز بودنت آقاپر از نیاز توأم در این سراب ِ جهان...
ادامه مطلب
چه رنجی است ...
ادامه مطلب
1تکه ای خورشیددر گلو داشتلب که می گشودآواز آفتابمی پیچید در آسمان.۲_دست بر شانه ی تبر گذاشتو خم به اَبرو نیاورددرختِ زخمی.۳_دلم گریستوقتی دیدمکه چگونه به بهایی ناچیزهم آغوش مرداب می شودنیلوفر((رضا حدادیان))برچسب ها: رضا حدادیان , شعر شکوفه , شعر کوتاه , اشعار رضا حدادیان بخوانید...
ادامه مطلب
آدم خیلی حقیره بازیچهء تقدیرهپل بین دو مرگه مرگی که ناگزیرهحتی خود تولد آغاز راه مرگهحدیث عمر و آدم حدیث باد و برگهآغاز یک سفر بود وقتی نفس کشیدیمبا هر نفس هزار بار به سوی مرگ دویدیمتو این قمار کوتاه نبرده هستی باختیمتا خنده رو ببینیم از گریه آینه ساختیم... ((ايرج جنتی عطایی))برچسب ها: ایرج جنتی عطایی , اشعار ایرج جنتی عطایی , شعر تقدیر بخوانید...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzade@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥مثل کسی کهتصمیم گرفتهخود کشی کندمن می خواستماو رافراموش کنم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥رد بوسه هایمبر تنشانگارقدم زده کسیتنهایی اش رادر برف ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥مثل رفتندر یک جاده پر پیچدست امهنگام نوازش مو هایشاحساس خطر می کرد((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥شرم دارم...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
از لحظه ی دیدار تو یک چیز مرا کشتچشمان تو از آن طرف میز مرا کشتیک سو غم تنهایی و یک سو غم دیروزاز هر طرفی حال غم انگیز مرا کشتاز زندگی ام سیرم و بی فایده اینجادر عشق تو در جا زدنم نیز مرا کشتاز روز خداحافظی ات خاطره ای نیستبعد از تو فقط خِش خِش پاییز مرا کشتگفتند فقط چاره ی درمان من این است :«دوری کنم از عشق تو» ، «پرهیز» مرا کشت! -((سعید شعبان زاده))-...
ادامه مطلب
وقتی تو یاس سبز فروردین من باشیu200fu200eتعریف عشق و مذهب و آیین من باشیu200fu200eمن کافرم از حرف آدم ها نمی ترسمu200fu200eوقتی مسلمانت شدم تا دین من باشیu200fu200eراهی نداری- اختیاری نیست - مجبوریu200fu200eحالا که فرهادت شدم شیرین من باشیu200fu200eمنظومه شمسی نمیخواهم زمانی کهu200fu200eخورشید و ماه و خوشه ی پروین من باشیu200fu200eیک چشمه از آرامش و دیوانگی هستمu200fu200eوقتی تو یاس سبز فروردین من باشی-((سعید شعبان زاده))-...
ادامه مطلب
در کنارم بودینزدیک تر به مناز همهی حسهایم.سخن عشقاز درونت بودنورانی.کلمات ناب عشقبه نَفَس نمیآیند.سرت به جانب من بودآرامموهای بلندتو کمر شادابت.از قلب عشقسخن میرانینورانیدر بعد از ظهر خاکستری یک روز.جوانی و کلماتم چیزی جز خاطرهی صدایت و تنتنیست،و این تصویرزندهام میدارد.-((خوزه آنخل بالنته))ترجمه از مهیار مظلومی-...
ادامه مطلب
شب مژده وصال شنیدم، نیامدیبسیار انتظار کشیدم، نیامدیتا غیر شاد گردد و من منفعل، تراهرچند سوی خود طلبیدم، نیامدیدر وصل، خویش را نرساندی اجل به منزهر فراق تا نچشیدم، نیامدیدی میگذشتی از در محنتسرای منهرچند از پی تو دویدم، نیامدیتا آمدی، رسید به جان میلی از غمتتا از غمت به جان نرسیدم، نیامدی((میلی))-...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب