شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «ای که دل میبری زهر دلبری» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

بسان قایق سرگشته...(فریدون مشیری)

  • نیلوبلاگ

    تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو بسان قایق سرگشته ،روی گردابم!((فریدون مشیری))-کانال شعر های باران خورده در پیام رسان "بله"ble.ir/sherebarankhordee...

    ادامه مطلب
  • برای تکاندنِ غبارِ دلتنگی...(اعظم ملک پور)

  • نیلوبلاگ

    مادر سقوط، دو سایه‌ی تنها بودیم؛شبیه دو سلولِ هم‌ریشهبا دو سرنوشتِ متفاوتدر ضیافتِ خاموشِ زندگیدر جست‌وجوی کالبدی تازهمیان ویرانه‌های خویش می‌گشتیم؛و قلب‌هایمانآن‌قدر کوچک بودکه نمی‌توانستندبرای تکاندنِ غبارِ دلتنگی،به دست‌های بیشتری بدل شوند...((اعظم ملک پور))...

    ادامه مطلب
  • حال و هواى قدم هستم((رضا سلطانی)) از کتاب نان و نان خانوادگی؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    حسى، حسىمى‌گويدمرامرادر اعماق تاس ياس‌مآهای، آهایگل ياس‌مگل ياس‌مسال‌هاستسير و سفرسال‌هاستسير و سفردور از دودكش و آجرها هستمجداىجداىجدا هستمميان قرقى‌هاآب دهان قورت وحال و هواى قدم هستمهستم((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای عمرش كوتاه‌تر از زمستان بود ((رضا سلطانی)) از کتاب نان و نان خانوادگی

  • نیلوبلاگ

    آخرین برگ پاييزىپشت پنجره‌ی اتاق خواببى‌خوابى‌امهزاران مايل زرد زردمانند گل سرخى افسانه‌وار افتادهبر دستان كودكىكه بازدمش را به او مى‌دادتا قاصدكی سپيد شودبه شوق پروازبه آن روزها كه مهمان ناخوانده مى‌آیدتا به او بگويدشكوفه‌ی كوچه‌ی ماعمرش كوتاه‌تر از زمستان بود((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...

    ادامه مطلب
  • جهان ...(اعظم ملک پور)؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    جهان؛از هیاهوی گام‌هایت پر بود.من؛در خاموشی بی پایان نبودنت،سطری، بی معنا بودمکه باد،پیش از خوانده‌شدنم،مرا از حاشیه‌ی جهان پاک کرد.((اعظم ملک پور)) ...

    ادامه مطلب
  • خورشید را به روزهای سرد من بیاور ...((اعظم ملک پور)) در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    خورشید را به روزهای سرد من بیاور،تا گرمای عشق تو،همیشه در قلبم بماند.نور را از پشت پرده‌های تاریک شب بیرون بکش،تا آتش انتظار،دیگر مرا نسوزاند.تو، همصدای دیروز من،که در اعماق وجودم مانده‌ای،مثل پرنده‌ای که از پنجره‌ی امید وارد می‌شود،سرود زندگی می‌خوانی.خورشید را بیاور،تا روزهای سردم را روشن کند،و من، دوباره پرواز کنم. ((اعظم ملک پور)) ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای هر بار که سفر رفتی ...((نزار قبانی))

  • نیلوبلاگ

    هر بار که سفر رفتیعطر تو از من تو را خواستمانند کودکیکه مادرش را می خواهد،فکرش را بکن!حتی عطرهاحتی عطرهاغربت را می فهمندو دوری را می شناسند!((نزار قبانی)) ترجمه دکتر شهاب گودرزی ...

    ادامه مطلب
  • چه زیباست فراق ...(غاده السمان)؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    -چه زیباست فراق!تو برای همیشه در خاطرِ منخندان و جوان خواهی ماندپیوسته دوستم می داریو برایم بهترین شعرها را می نگاری،من نیز هنگامی که نامت را بشنومیا عکست را ببینم می‌ایستمو ستاره ها را می‌بینم از جلوی چهره ام می‌گریزندچون رودخانه‌ای از نورتا بی‌نهایت،دوست داشتنت را ادامه خواهم دادشاد از همراهی با فریبِ تو!دوستت دارم بی‌که بدانم چه هستی یا که هستی،عشقی بدونِ شرطعشقی در برابر ویرانی فصلهاعشقی که استقلالش را از تو اعلام کرد،عشقی که به دیداری میان غرور و پنهانکاریو محال بدل خواهد شدستاره ای درخشان...

    ادامه مطلب
  • بررسی توانایی عشق ....(احمدرضا احمدی)

  • نیلوبلاگ

    آدمی راتوانایی عشق نیستدر عشق می شکند و می میرد((احمدرضا احمدی)) ...

    ادامه مطلب
  • دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده ...(مریم حیدرزاده)

  • نیلوبلاگ

    دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده ...(مریم حیدرزاده) دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیدهمی خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیدهیه سوال عاشقونه بگه هرکسی می دونهاونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده؟چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم مندست من به آسمونه نیمه شب دم سپیدهگفتم از عشق تو می خوام سر بذارم به بیابونگفت تو عاقلتر از اینی این کارا از تو بعیدهالتماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابمگفت که هذیون وتموم کن انگاری تبت شدیدهگفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزیگفت تو این دنیای بی رحم کی...

    ادامه مطلب
  • که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده)

  • نیلوبلاگ

    که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده) سلام ای بی وفا،‌ ای بی ترحمسلام ای خنجر حرفای مردمسلام ای آشنا با رنگ خونمسلام ای دشمن زیبای جونمبازم نامه می دم با سطر قرمزآخه این بار شده من با تو هرگزنمی خوام حالتو حتی بدونمتعجب می کنی آره همونمهمونی که زمونی قلبشو باختهمون که از تو یک بت،‌ یک خدا ساختهمونی که برات هر لحظه می مردکه ذکر نامتو بی جون نمی بردهمونم که می گفتم نازنینمبمیرم اما اشکاتو نبینمهمون که دست تو،‌ مهر لباش بوداگه زانو نمی زد غم باهاش بودحالا آروم نشستم روی زانومولی د...

    ادامه مطلب
  • ای علت قشنگی رویا و خواب من ...(مریم حیدرزاده)

  • نیلوبلاگ

    ای علت قشنگی رویا و خواب من ...(مریم حیدرزاده) ای علت قشنگی رویا و خواب منتنها دلیل گل شدن اضطراب منای راه حل ساده ی جبران تشنگیفواره ی نگاه قشنگ تو آب منرفتی چه قدر ساده دل آسمان شکستدر عکس مهربان تو در کنج قاب منباران چه قدر حرف تو را گوش می کندمی بارد آن قدر که نیایی به خواب منگرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرداز اوج دل ندادن تو یا عذاب مناما دل شکسته ی من باز هم نوشتصد آفرین به چشم تو و انتخاب منبرچسب ها: مریم حیدر زاده , شعر عاشقانه , اشعار مریم حیدر زاده , شاعرانه مریم حیدر زاده تاري...

    ادامه مطلب
  • برای فردا فکری بکن...(نیلوفر لاری پور)

  • نیلوبلاگ

    برای فردا فکری بکن...(نیلوفر لاری پور) فردا باید برومتکلیف بوسه هایم را روشن کنم جامانده روی پیراهنش،شاخه گل خشک شده اولین دیدارو رد انگشتانش بر شقیقه ام رابه باد گرم شهریور بسپارمتا فردا راهی نیستکه با آرام بخش می گذرانمیا رویا های احمقانه می بینمفردا باید بروم که تمامش کنم.... در این فکرم که چه بپوشم،که او دوست داشته باشداحمق، من هنوز دوستت دارم!برای فردا فکری بکن...برچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر ناب تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 2:59 ...

    ادامه مطلب
  • که با تو آغاز نشد ...(نیلوفر لاری پور)

  • نیلوبلاگ

    که با تو آغاز نشد ...(نیلوفر لاری پور) ترا به هر چه که بین ما گذشتکمی عاشق ترتردید نکنقصه ایستاما بی تو به آخر نمی رسدبرچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر ناب تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 3:1 | نویسنده : محمد شیرین زاده | .: Weblog Themes By Pichak :. ...

    ادامه مطلب
  • گنجشکی که روزی عاشقت بود ...(نیلوفر لاری پور)

  • نیلوبلاگ

    گنجشکی که روزی عاشقت بود ...(نیلوفر لاری پور) بروولی نگو مرا نمی شناسیهمیشه بر سر اندوه توستنیمه های شبو نمی دانیکه روزی عاشقت بودچرا در سینه ات، بال بال می زند.برچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر عشق تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 3:3 | نویسنده : محمد شیرین زاده | .: Weblog Themes By Pichak :. ...

    ادامه مطلب
  • پیش از آن که عاشقت شوم ...(نیلوفر لاری پور)

  • نیلوبلاگ

    پیش از آن که عاشقت شوم ...(نیلوفر لاری پور) پیش از آن که عاشقت شومکه نامم را فقط برگ ها می دانستندحالا نه باد و نه بارانمرا به یاد برگ ها نمی آورنددرخت های کهنسالآیا او دوباره از این کوچه خواهد گذشت؟برچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر ناب تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 3:5 | نویسنده : محمد شیرین زاده | .: Weblog Themes By Pichak :. ...

    ادامه مطلب
  • تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع)

  • نیلوبلاگ

    تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع) و ای بهانه شیرین تر از شکر قندم...به عشق پاک کسی جز تو دل نمی بندمبه دین این همه پیغمبر احتیاجی نیستهمین بس است که اینک تویی خداوندمهمین بس است که هر لحظه ای که می گذردگسستنی نشود با دل تو پیوندممرا کمک کن از این پس که گامهای زمیننمی برند و به مقصد نمی رسانندمهمیشه شعر سرودم برای مردم شهرولی نه! هیچ کدامش نشد خوشایندمتویی بهانه ی این شعر خوب باور کنکه در سرودن این شعرها هنرمندمبرچسب ها: نجمه زارع , غزلسرا , زنده یاد نجمه زارع , اشعار نجم...

    ادامه مطلب
  • منی که تنهایت نخواهم گذاشت ...(جمال ثریا)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرام👇👇mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...

    ادامه مطلب
  • کفایت می کند ...(محمود درویش)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرام👇👇mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...

    ادامه مطلب
  • و دیگر هیچ ...(راینر مالکوفسکی)

  • نیلوبلاگ

    اتاقی که در رؤیای من استیک میز دارد، دو صندلیو دیگر هیچ.روی میز امایک رز استو روی صندلیهانشستهایم، من و تو.روشنی پشت شیشههاکنار میزند تاریکی را.تاریکی، روشنی را کنار میزند.در تاریکی، میدرخشد رز سفید برایمان،هنگامکه با هم حرف میزنیم،تو روی یکی صندلی،من روی آن دیگری،میزمابینِ ماست.((راینر مالکوفسکی))برچسب ها: راینر مالکوفسکی , اشعار شاعران خارجی , شعر اتاق , شعر جهان بخوانید...

    ادامه مطلب