شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «به کنعانم مبر ای بخت» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

بسان قایق سرگشته...(فریدون مشیری)

  • نیلوبلاگ

    تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو بسان قایق سرگشته ،روی گردابم!((فریدون مشیری))-کانال شعر های باران خورده در پیام رسان "بله"ble.ir/sherebarankhordee...

    ادامه مطلب
  • به کودکان جهان یاد دادم...(نزار قبانی)

  • نیلوبلاگ

    به کودکان جهان یاد دادم نامت را چگونه بنویسند تا لب‌هایشان چون توت شیرین شودمحبوبم! تو در کتاب‌های خواندنی‌اشان و کیسه‌های شیرینی‌اشان جا گرفتی.تو را در سخنان پیامبران و باده‌ی راهبان نهان کردم در دستمال‌های خداحافظی.تو را بر پنجره‌های کلیساها کشیدمو آینه‌های رویاییو بدنه‌ی کشتی‌ها. به ماهیان دریا نشانی‌ات را دادمنشانی‌های گذشته خود را فراموش کردند.به بازرگانان خاور دور از گنجینه‌های پیکرت گفتم کاروان‌های هند دیگر عاج نخریداریندمگر از بازار پیکرت. به باد سپردم تا طره‌های گیسوانت را شانه کنداز ...

    ادامه مطلب
  • برای تکاندنِ غبارِ دلتنگی...(اعظم ملک پور)

  • نیلوبلاگ

    مادر سقوط، دو سایه‌ی تنها بودیم؛شبیه دو سلولِ هم‌ریشهبا دو سرنوشتِ متفاوتدر ضیافتِ خاموشِ زندگیدر جست‌وجوی کالبدی تازهمیان ویرانه‌های خویش می‌گشتیم؛و قلب‌هایمانآن‌قدر کوچک بودکه نمی‌توانستندبرای تکاندنِ غبارِ دلتنگی،به دست‌های بیشتری بدل شوند...((اعظم ملک پور))...

    ادامه مطلب
  • حال و هواى قدم هستم((رضا سلطانی)) از کتاب نان و نان خانوادگی؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    حسى، حسىمى‌گويدمرامرادر اعماق تاس ياس‌مآهای، آهایگل ياس‌مگل ياس‌مسال‌هاستسير و سفرسال‌هاستسير و سفردور از دودكش و آجرها هستمجداىجداىجدا هستمميان قرقى‌هاآب دهان قورت وحال و هواى قدم هستمهستم((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای عمرش كوتاه‌تر از زمستان بود ((رضا سلطانی)) از کتاب نان و نان خانوادگی

  • نیلوبلاگ

    آخرین برگ پاييزىپشت پنجره‌ی اتاق خواببى‌خوابى‌امهزاران مايل زرد زردمانند گل سرخى افسانه‌وار افتادهبر دستان كودكىكه بازدمش را به او مى‌دادتا قاصدكی سپيد شودبه شوق پروازبه آن روزها كه مهمان ناخوانده مى‌آیدتا به او بگويدشكوفه‌ی كوچه‌ی ماعمرش كوتاه‌تر از زمستان بود((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...

    ادامه مطلب
  • جهان ...(اعظم ملک پور)؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    جهان؛از هیاهوی گام‌هایت پر بود.من؛در خاموشی بی پایان نبودنت،سطری، بی معنا بودمکه باد،پیش از خوانده‌شدنم،مرا از حاشیه‌ی جهان پاک کرد.((اعظم ملک پور)) ...

    ادامه مطلب
  • خورشید را به روزهای سرد من بیاور ...((اعظم ملک پور)) در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    خورشید را به روزهای سرد من بیاور،تا گرمای عشق تو،همیشه در قلبم بماند.نور را از پشت پرده‌های تاریک شب بیرون بکش،تا آتش انتظار،دیگر مرا نسوزاند.تو، همصدای دیروز من،که در اعماق وجودم مانده‌ای،مثل پرنده‌ای که از پنجره‌ی امید وارد می‌شود،سرود زندگی می‌خوانی.خورشید را بیاور،تا روزهای سردم را روشن کند،و من، دوباره پرواز کنم. ((اعظم ملک پور)) ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای هر بار که سفر رفتی ...((نزار قبانی))

  • نیلوبلاگ

    هر بار که سفر رفتیعطر تو از من تو را خواستمانند کودکیکه مادرش را می خواهد،فکرش را بکن!حتی عطرهاحتی عطرهاغربت را می فهمندو دوری را می شناسند!((نزار قبانی)) ترجمه دکتر شهاب گودرزی ...

    ادامه مطلب
  • چه زیباست فراق ...(غاده السمان)؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    -چه زیباست فراق!تو برای همیشه در خاطرِ منخندان و جوان خواهی ماندپیوسته دوستم می داریو برایم بهترین شعرها را می نگاری،من نیز هنگامی که نامت را بشنومیا عکست را ببینم می‌ایستمو ستاره ها را می‌بینم از جلوی چهره ام می‌گریزندچون رودخانه‌ای از نورتا بی‌نهایت،دوست داشتنت را ادامه خواهم دادشاد از همراهی با فریبِ تو!دوستت دارم بی‌که بدانم چه هستی یا که هستی،عشقی بدونِ شرطعشقی در برابر ویرانی فصلهاعشقی که استقلالش را از تو اعلام کرد،عشقی که به دیداری میان غرور و پنهانکاریو محال بدل خواهد شدستاره ای درخشان...

    ادامه مطلب
  • بررسی توانایی عشق ....(احمدرضا احمدی)

  • نیلوبلاگ

    آدمی راتوانایی عشق نیستدر عشق می شکند و می میرد((احمدرضا احمدی)) ...

    ادامه مطلب
  • نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی) نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوزو کوچه در تب رفتن تیره مانده هنوزهزار بار تو را در خیال خود دیدمچه عاشقانه حال تو را از بهار پرسیدمهوای خانه پر از سایه های امید استبیا نفسی تازه کن سپیده نزدیک استمیان این همه تکرار سرد بی خبریتو میرسی و از من نمانده هیچ اثریاگرچه به شوق دیدن رویت همیشه خرسندماگر نبینمت ای جان دگر نمی خندمبیا که بی‌تو زمان رنگِ انتظار گرفتبرای دیدن رویت دلم قرار گرفت((محسن شاه حسینی))آمارگیر وبل...

    ادامه مطلب
  • اگر به باغ ما بى نشانى ...(رضا سلطانى)

  • نیلوبلاگ

    اگر به باغ ما بى نشانى ...(رضا سلطانى) اگر به باغ ما بى نشانىاگر رنگ خانه ء ما راسپرده بهاز پس برگ هاى زردنقش آهنگىبر قلوه سنگ هابى دلهره بگذركه رسيدىاز جمجمه آهن زيستارامدل شكستهكنار بزنبلوطى از دهان سنجابكى بر زمين افتدقله كه شد نمايانبا پيامى به اغوش بگيركوچه باغىنقشه خوان رودخانه ياغى رسىبا نويد رهايى را كه طلايى ديدىبر حوزچه هاى آبى بنگركه گاهى نسيم به انها سلامى مى كرداستوارتر به درخشش تپهانجا خفتهكلبه چوبىً رويايى راهيزم هاى گرم خواهى يافتكه نامشتو خود تو خودخود را در من آنجا ...

    ادامه مطلب
  • که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده)

  • نیلوبلاگ

    که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده) سلام ای بی وفا،‌ ای بی ترحمسلام ای خنجر حرفای مردمسلام ای آشنا با رنگ خونمسلام ای دشمن زیبای جونمبازم نامه می دم با سطر قرمزآخه این بار شده من با تو هرگزنمی خوام حالتو حتی بدونمتعجب می کنی آره همونمهمونی که زمونی قلبشو باختهمون که از تو یک بت،‌ یک خدا ساختهمونی که برات هر لحظه می مردکه ذکر نامتو بی جون نمی بردهمونم که می گفتم نازنینمبمیرم اما اشکاتو نبینمهمون که دست تو،‌ مهر لباش بوداگه زانو نمی زد غم باهاش بودحالا آروم نشستم روی زانومولی د...

    ادامه مطلب
  • ای علت قشنگی رویا و خواب من ...(مریم حیدرزاده)

  • نیلوبلاگ

    ای علت قشنگی رویا و خواب من ...(مریم حیدرزاده) ای علت قشنگی رویا و خواب منتنها دلیل گل شدن اضطراب منای راه حل ساده ی جبران تشنگیفواره ی نگاه قشنگ تو آب منرفتی چه قدر ساده دل آسمان شکستدر عکس مهربان تو در کنج قاب منباران چه قدر حرف تو را گوش می کندمی بارد آن قدر که نیایی به خواب منگرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرداز اوج دل ندادن تو یا عذاب مناما دل شکسته ی من باز هم نوشتصد آفرین به چشم تو و انتخاب منبرچسب ها: مریم حیدر زاده , شعر عاشقانه , اشعار مریم حیدر زاده , شاعرانه مریم حیدر زاده تاري...

    ادامه مطلب
  • برای فردا فکری بکن...(نیلوفر لاری پور)

  • نیلوبلاگ

    برای فردا فکری بکن...(نیلوفر لاری پور) فردا باید برومتکلیف بوسه هایم را روشن کنم جامانده روی پیراهنش،شاخه گل خشک شده اولین دیدارو رد انگشتانش بر شقیقه ام رابه باد گرم شهریور بسپارمتا فردا راهی نیستکه با آرام بخش می گذرانمیا رویا های احمقانه می بینمفردا باید بروم که تمامش کنم.... در این فکرم که چه بپوشم،که او دوست داشته باشداحمق، من هنوز دوستت دارم!برای فردا فکری بکن...برچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر ناب تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 2:59 ...

    ادامه مطلب
  • تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع)

  • نیلوبلاگ

    تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع) و ای بهانه شیرین تر از شکر قندم...به عشق پاک کسی جز تو دل نمی بندمبه دین این همه پیغمبر احتیاجی نیستهمین بس است که اینک تویی خداوندمهمین بس است که هر لحظه ای که می گذردگسستنی نشود با دل تو پیوندممرا کمک کن از این پس که گامهای زمیننمی برند و به مقصد نمی رسانندمهمیشه شعر سرودم برای مردم شهرولی نه! هیچ کدامش نشد خوشایندمتویی بهانه ی این شعر خوب باور کنکه در سرودن این شعرها هنرمندمبرچسب ها: نجمه زارع , غزلسرا , زنده یاد نجمه زارع , اشعار نجم...

    ادامه مطلب
  • منی که تنهایت نخواهم گذاشت ...(جمال ثریا)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرام👇👇mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...

    ادامه مطلب
  • کفایت می کند ...(محمود درویش)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرام👇👇mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...

    ادامه مطلب
  • بیوگرافی ترانه سرا محجوبه گرجی

  • نیلوبلاگ

    محجوبه گرجی شاعر و ترانه سرا ایرانی اهل بابل است او پیش از ترانهدر حوزه نقاشی به مدت 17 سال فعایت داشته و مدرس این رشته می باشداما همیشه علاقه به شعر و ترانه باعث شده که در کنار نقاشی به نوشتن هم بپردازداو ترانه را از سال 1400 شروع کرده و از سال 1402 به طور حرفه ای این حوزه را دنبال می کندوی دارای مدرک ترانه سرایی پیشرفتهاز دانشگاه علم و فرهنگ می باشددر پایان ترانه ای بخوانید از قلم توانمند این ترانه سرا ...---------------------------------------------------------------------------------------تووی حافظه م گم شده شهر منقدم های سستم منو می کشهخداحافظی تو رو یادمهاگه حتا اسمم فراموش بشهچقدر سخت میشه خیال تو روبه این سینه هر لحظه سنجاق کردمن از این همه دوری یخ می زنمچجوری باید این تن و داغ کردصد...

    ادامه مطلب
  • و دیگر هیچ ...(راینر مالکوفسکی)

  • نیلوبلاگ

    اتاقی که در رؤیای من استیک میز دارد، دو صندلیو دیگر هیچ.روی میز امایک رز استو روی صندلیهانشستهایم، من و تو.روشنی پشت شیشههاکنار میزند تاریکی را.تاریکی، روشنی را کنار میزند.در تاریکی، میدرخشد رز سفید برایمان،هنگامکه با هم حرف میزنیم،تو روی یکی صندلی،من روی آن دیگری،میزمابینِ ماست.((راینر مالکوفسکی))برچسب ها: راینر مالکوفسکی , اشعار شاعران خارجی , شعر اتاق , شعر جهان بخوانید...

    ادامه مطلب