
به کودکان جهان یاد دادم نامت را چگونه بنویسند تا لبهایشان چون توت شیرین شودمحبوبم! تو در کتابهای خواندنیاشان و کیسههای شیرینیاشان جا گرفتی.تو را در سخنان پیامبران و بادهی راهبان نهان کردم در دستمالهای خداحافظی.تو را بر پنجرههای کلیساها کشیدمو آینههای رویاییو بدنهی کشتیها. به ماهیان دریا نشانیات را دادمنشانیهای گذشته خود را فراموش کردند.به بازرگانان خاور دور از گنجینههای پیکرت گفتم کاروانهای هند دیگر عاج نخریداریندمگر از بازار پیکرت. به باد سپردم تا طرههای گیسوانت را شانه کنداز ...
ادامه مطلب
هر بار که سفر رفتیعطر تو از من تو را خواستمانند کودکیکه مادرش را می خواهد،فکرش را بکن!حتی عطرهاحتی عطرهاغربت را می فهمندو دوری را می شناسند!((نزار قبانی)) ترجمه دکتر شهاب گودرزی ...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامððmohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...
ادامه مطلب
محبوب مناگر در زندگیِ من نبودیبانویی چون تو را خلق میکردمکه قامتاش چون شمشیر، زیبا و کشیدهو چشماناش چون آسمانِ تابستان زلال باشدصورتاش را روی برگ درختان نقش میزدمو صدایش را بر برگ درختانحک میکردمموهایش را کشتزاری از ریحانکمرگاهاش را از شعرو لب و دهاناش را جامی عطرآگین میساختمو دستاناش راچونان کبوتری که آب را نوازش میکندو ترسی از غرق شدن نداردتمام طول شب را بیدار میماندمتا لرزش گردنبند و موسیقی گوشوارهاش را ترسیم کنماگر در لوح سرنوشتام نبودیتو را به گونهای چنین میآفریدمتکهای از ماه را قرض میگرفتممشتی صدفِ دریا و روشنای سحردریا ، مسافران و سفر را وام میگرفتمابر را برای چشمانات میکشیدمو با باران میرقصیدماگر در واقعیت نبودیماهها و ماهها به پیشانی بلندلبهای کشیدهات و انگشتانات میپرداختممحبوب منبا...
ادامه مطلب
متعهد به یک قلــــــــــب و یک حال خـــــــــــوب و یک حس بی نـــــــظیر ... ♥ N ♥========================سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
-وعدتك أن لا أحبك..ثم أمام القرار الكبير، جبنت..وعدتكأن لا أعود وعدت...وأن لا أموت اشتياقاً ومت..وعدتك أن لا اكون ضعيفاً وكنت وعدتكأن لا أقول بعينيك شعراً..وقلت...وعدت بأن لا..وأن لا..وأن لا..لقد كنت اكذب من شدة الصدقوالحمد لله الحمد للهأني كذبت الحمد لله-به تو قول دادمکه تو را دوست نداشته باشم..سپس مقابل این تصمیم بزرگ، دلم لرزید..به تو قول دادمکه برنگردم و برگشتم..و از دلتنگی نمیرم، و مُردم..به تو قول دادمکه ضعیف نباشم، و بودم..به تو قول داده بودمکه دربارهی چشمانت شعر نگویم، و گفتم..قول داده بودم که نه...و نه..و نه..انگار از فرطِ راستی، دروغ میگفتمو خدا را شکر، خدا را شکرکه دروغ گفتم؛ خدا را شکر((نزار قباني))ترجمه: فؤاد راهی مالکی-...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
قهر کن هرجور که می خواهیاحساساتم را جریحه دار کنبزن گلدانها و آینه هارا بشکنمرا به دوست داشتنِ زنی دیگر متهم کنهر چه می خواهی بکنهر چه می خواهی بگوتو مثل بچههایی ، محبوبِ منکه دوستشان داریمهرقدر بد...
ادامه مطلب
ساده, بودم, گفتم كه تو را پشت سر رها كرده ام هر چمداني كه باز مي كردم تو هر پيراهني كه مي پوشيدم بويت هر روز نامه اي كه مي خواندم چهره ات هر تئاتري كه مي رفتم تو در صندلي كناري لميده (( نزار, قبانی,))...
ادامه مطلب
همه ی گل هایم, ثمره ی باغ های توست و هر می که بنوشم من از عطای تاکستان توست و همه ی انگشتری هایم, از معادن طلای توست ... و همه ی آثار شعریم امضای ترا پشت جلد دارد! (( نزار, قبانی,))...
ادامه مطلب
بانو, عشق تو نه بازیچه است نه برگی که در دقایق دلتنگی مرا به خود سرگرم کند بانو, عشق تو خرقه یی نیست که آن را در ایستگاه های میانه ی سفر بر تن کنم من ناچارم به عشق تو تا دریابم که انسانم نه یک سنگ ...
ادامه مطلب
اینستاگرام شعر های باران خوردهmohammad.shirinzadehکانال شعر باران خورده در تلگرامtelegram.me/sherebarankhordeآیدی من در تلگرام@mohammadshirinzade♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥سلام و درود خدمت شما دوستانبه شعر باران خورده خوش اومدیدپروفایلم فعال استبنا به روز بودن و...
ادامه مطلب
می ترسم به آن که دوست می دارم بگویم : دوستت دارم بی تردید شراب که از سبو سرازیر شود اندکی از آن کاسته می شود. ((نزار قبانی)) ...
ادامه مطلب
خاورمیانه را آفرید از روی چشم های شرقی ات؛ پرآشوب رنجور خسته زیبا... ((نزار قبانی))...
ادامه مطلب