
-چه زیباست فراق!تو برای همیشه در خاطرِ منخندان و جوان خواهی ماندپیوسته دوستم می داریو برایم بهترین شعرها را می نگاری،من نیز هنگامی که نامت را بشنومیا عکست را ببینم میایستمو ستاره ها را میبینم از جلوی چهره ام میگریزندچون رودخانهای از نورتا بینهایت،دوست داشتنت را ادامه خواهم دادشاد از همراهی با فریبِ تو!دوستت دارم بیکه بدانم چه هستی یا که هستی،عشقی بدونِ شرطعشقی در برابر ویرانی فصلهاعشقی که استقلالش را از تو اعلام کرد،عشقی که به دیداری میان غرور و پنهانکاریو محال بدل خواهد شدستاره ای درخشان...
ادامه مطلب
تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع) و ای بهانه شیرین تر از شکر قندم...به عشق پاک کسی جز تو دل نمی بندمبه دین این همه پیغمبر احتیاجی نیستهمین بس است که اینک تویی خداوندمهمین بس است که هر لحظه ای که می گذردگسستنی نشود با دل تو پیوندممرا کمک کن از این پس که گامهای زمیننمی برند و به مقصد نمی رسانندمهمیشه شعر سرودم برای مردم شهرولی نه! هیچ کدامش نشد خوشایندمتویی بهانه ی این شعر خوب باور کنکه در سرودن این شعرها هنرمندمبرچسب ها: نجمه زارع , غزلسرا , زنده یاد نجمه زارع , اشعار نجم...
ادامه مطلب
بر گو که چه می جویم ، بنما که چه می خواهمچون شد که در این وادی ، سرگشته و گمراهم ؟از عشق اگر گویی ، می جویم و می جویموز یار اگر پرسی ، می خواهم و می خواهمدر عالم هشیاری ، از بی خبری مستمدر گوشه ی تنهایی ، از بیخودی آگاهمگر مهر نیم آخر ، هر شب ز چه می میرم ؟گر ماه نیم آخر ، هر دم ز چه می کاهم ؟در دامنی افتادم ، گفتی که مگر اشکماز خویش برون رفتم ، گفتی که مگر آهمویرانه ی متروکم ، نه بام و نه دیواریآرام نگیرد کس ، در سایه کوتاهمآن اختر شبگردم سیمین ، که درین دنیادامان سیاهی شد ، میدان نظرگاهم((سیمین بهبهانی))برچسب ها: سیمین بهبهانی , غزلسرا , غزل های سیمین بهبهانی , شعر عشق بخوانید...
ادامه مطلب
متعهد به یک قلــــــــــب و یک حال خـــــــــــوب و یک حس بی نـــــــظیر ... ♥ N ♥========================سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥...
ادامه مطلب
چه رنجی است ...
ادامه مطلب
آدم خیلی حقیره بازیچهء تقدیرهپل بین دو مرگه مرگی که ناگزیرهحتی خود تولد آغاز راه مرگهحدیث عمر و آدم حدیث باد و برگهآغاز یک سفر بود وقتی نفس کشیدیمبا هر نفس هزار بار به سوی مرگ دویدیمتو این قمار کوتاه نبرده هستی باختیمتا خنده رو ببینیم از گریه آینه ساختیم... ((ايرج جنتی عطایی))برچسب ها: ایرج جنتی عطایی , اشعار ایرج جنتی عطایی , شعر تقدیر بخوانید...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
ز باغ پیرهنت ، چون دریچه ها ، وا شدبهشت گمشده ، پشت دریچه ، پیدا شدرها از سلطه ی پاییز در بهار اتاقگلی به نام تو ، در بازوان من ، وا شدبه دیدن تو ، همه ، ذره های من شد چشمو چشم ها ،همه سرتا پا ، تماشا شدتمام منظره پوشیده از تو شد ، یعنیجهان به یمن حضورت دوباره زیبا شدزمانه ریخت به جامم ، هرآنچه تلخانهبه نام توکه در آمیختم ، گوارا شدفرشته ها ، تو و من را به هم نشان دادندمیان زهره و ماه ، از تو گفت و گوها شددوباره طوطیک شوکرانی شعرمبه خنده خنده ی شیرین تو ، شکرخا شدشتاب خواستنت ، این چنین که می بالدبه دوری تومگر می توان شکیبا شد ؟امیدوار نبودم دوباره از دل توکه مهربان بشود با دل من ، اما شدتنت هنوز به اندازه یی اطافت داشتکه گل در آیینه از دیدنش شکوفا شدقرار نامه ی وصل من و تو بود آن کهبه روی ش...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
خانه دریچه ای رو به بهشت داشتنور می بارید از آسمان اششمعدانیمست می کرد چشم های منتظر پشت دیوار کاهگلی شعر را سکوت در ازدحام شبو نگاه بی قرار ماهعشق را فریاد می زدباغچه دست فصلها را خوانده بودمی دانستپاییز آغاز نبودنهاست!((محمد رضا سلطانی))-...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
بگو از آنچه نباید گفت با پناهندگان مانده در دریا از سينه سرخ های خاموش بگو از آنچه نباید گفت که در سکوت، زبان مبهوت است و اگر سکوت دهان باز کند هِزار هَزار غمخوان آواز به منقار می درند بگو اگر اندوه دهان بگشاید نشانه میرود اساطیر را با بغضهای رفته و زار زار میگریزد از شهری که ماه نداشت از آن پرندهی خارزار که زیباترین آوازش را بی کفن سر داد«بشنو از نی چون حکایت میکند» تاریکی از گلوی کدام نی میخواند ؟ که سایهای ندارد! و مرگ از کدام سو رود رود میخواند که میرود خلاف جریان رود رود رود...((فرناز جعفرزادگان))برچسب ها: فرناز جعفرزادگان , اشعار فرناز جعفرزادگان , شعر ناب , شاعرانه بخوانید...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
نگاه کوچه سنگینهخیابونا پُر از دودهیه کم با من مداراکنبرای رفتنت زودهبهم دستاموپَس دادیمیگی سردن نمیگیریدیگه یاغی شدی حالامنو گردن نمیگیریتو این روزا بدون مندچار شک وتردیدیبهاری بودم اما تومنو پاییز می دیدیتو این راهی که بن بستهبدون من داری میرییه کم شک کن به این رفتنبری بی وقفه می میری!((الهه دهقان))-...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرماییدبا تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب