شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «گشته ایم ما یافت می نشود» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

بسان قایق سرگشته...(فریدون مشیری)

  • نیلوبلاگ

    تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو بسان قایق سرگشته ،روی گردابم!((فریدون مشیری))-کانال شعر های باران خورده در پیام رسان "بله"ble.ir/sherebarankhordee...

    ادامه مطلب
  • دوست داشتن...(سمیه بحرکاظمی (آرزو))

  • نیلوبلاگ

    دوست داشتن دری ست کلید که در قفل می چرخد در باز می شود یا که بسته ؟! دوستت دارم که می گوییدقیقا می میرم یا که زنده می شوم ...؟!نه تصویرم در آیته ی آسانسور نه سایه ام در پیاده رو هیچ کدام نمی توانند به دوست داشتنت خیانت کنند در آغوش بوسه هایت می توانم لبم را پیدا کنم و در ان گلی بکارممی دانم بارانی که تو را دیده است دیگر به دریا برنمی گرددسمیه بحرکاظمی (آرزو)...

    ادامه مطلب
  • ماجرای عمرش كوتاه‌تر از زمستان بود ((رضا سلطانی)) از کتاب نان و نان خانوادگی

  • نیلوبلاگ

    آخرین برگ پاييزىپشت پنجره‌ی اتاق خواببى‌خوابى‌امهزاران مايل زرد زردمانند گل سرخى افسانه‌وار افتادهبر دستان كودكىكه بازدمش را به او مى‌دادتا قاصدكی سپيد شودبه شوق پروازبه آن روزها كه مهمان ناخوانده مى‌آیدتا به او بگويدشكوفه‌ی كوچه‌ی ماعمرش كوتاه‌تر از زمستان بود((رضا سلطانی))از کتاب نان و نان خانوادگی ...

    ادامه مطلب
  • پشت پرده گر همان پيرمرد لج بازم... ((رضا سلطانی)) از کتاب من برده ذهنی نیستم

  • نیلوبلاگ

    گر همان پيرمرد لج بازمدرون اينهاگر ان مرد بي اعصابمكه داده فرصت ها رابي بهانهاما به كوله بارازادگي اممي بالمدرون اينه((رضا سلطانی))از کتاب من برده ذهنی نیستم ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای هر بار که سفر رفتی ...((نزار قبانی))

  • نیلوبلاگ

    هر بار که سفر رفتیعطر تو از من تو را خواستمانند کودکیکه مادرش را می خواهد،فکرش را بکن!حتی عطرهاحتی عطرهاغربت را می فهمندو دوری را می شناسند!((نزار قبانی)) ترجمه دکتر شهاب گودرزی ...

    ادامه مطلب
  • چه زیباست فراق ...(غاده السمان)؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    -چه زیباست فراق!تو برای همیشه در خاطرِ منخندان و جوان خواهی ماندپیوسته دوستم می داریو برایم بهترین شعرها را می نگاری،من نیز هنگامی که نامت را بشنومیا عکست را ببینم می‌ایستمو ستاره ها را می‌بینم از جلوی چهره ام می‌گریزندچون رودخانه‌ای از نورتا بی‌نهایت،دوست داشتنت را ادامه خواهم دادشاد از همراهی با فریبِ تو!دوستت دارم بی‌که بدانم چه هستی یا که هستی،عشقی بدونِ شرطعشقی در برابر ویرانی فصلهاعشقی که استقلالش را از تو اعلام کرد،عشقی که به دیداری میان غرور و پنهانکاریو محال بدل خواهد شدستاره ای درخشان...

    ادامه مطلب
  • نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی) نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوزو کوچه در تب رفتن تیره مانده هنوزهزار بار تو را در خیال خود دیدمچه عاشقانه حال تو را از بهار پرسیدمهوای خانه پر از سایه های امید استبیا نفسی تازه کن سپیده نزدیک استمیان این همه تکرار سرد بی خبریتو میرسی و از من نمانده هیچ اثریاگرچه به شوق دیدن رویت همیشه خرسندماگر نبینمت ای جان دگر نمی خندمبیا که بی‌تو زمان رنگِ انتظار گرفتبرای دیدن رویت دلم قرار گرفت((محسن شاه حسینی))آمارگیر وبل...

    ادامه مطلب
  • آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیست ...زینب مطور (آسمان)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست'>نیست نیست ...زینب مطور (آسمان) آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیستچَشمِشان روشن، دگر ایل و تبارم نیست نیستآشِنـایانی که معشــوقِ مـــرا می خواستیداین شما و میلتان، دیگــر شکارم نیست نیستبا رقیبــان دیدَمش، عهــدو وفایش پوچ بودکسرِ شأنم شاید امـــا ، نو بهارم نیست نیستآن که با او یک زمــان صبـرو قـراری داشتمبانیِ غم شاید امـــا، غمگسارم نیست نیستاز وَفــا چیزی به جز چـــوبِ وَفــا حقم نشدجز جفا از قلــبِ سنگش، انتظـارم نیست نیستآسمــان، ا...

    ادامه مطلب
  • بگو بعد از تو ...(زینب مطور|آسمان|)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....بگو بعد از تو ...(زینب مطور|آسمان|) بگو بعد از تو با حـالِ پریشانم چه خواهم کرد؟پس از تو با جنون و قلبِ ویرانم چه خواهم کرد؟به یادِ چَشـم هایِ دلــــرُبایَت تا که می اُفتمبه حالِ چَشم های غرقِ گریانم چه خواهم کرد؟به سمتِ پُـل، به وقتِ غـم، زمانی که سرازیـرَمبگو با دردِ چون اَفشردنِ جانم چه خواهم کرد؟بگو جـان و جهانِ زندگــــــــیِ نابســـامـــانــــمپس از تو با جهانِ همچو زندانم چه خواهم کرد؟اگر چه رفتـی و گفتـم خـدایِ مـن به همراهَتولی مـن، با منِ سَردرگریبانـم چه خواهم...

    ادامه مطلب
  • یه حسی داره میخوره روحمو ترانه سرا (علی حیدری)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....یه حسی داره میخوره روحمو ترانه سرا (علی حیدری) یه حسی داره میخوره روحموغمت داره بازم سراغم میاددر خونه قفله ولی شب به شبیکی شکل تو تواتاقم میادبا لبخند معصوم کنج لبشباچشماش، چشمامو غرق میکنهمیدونم خیاله ولی هی میگمشاید این دفعه دیگه فرق میکنهمیام تا بگیرم دوتا دستتوازم دور میشی عذابم بدیمی پرسم کجایی دلم تنگتهمنو میکشی تا جوابم بدیهمین فکرورویات چن ساله کهدوتا چشم بی خوابو تر میکنهیه چیزی بگو، خیلی حالم بدهسکوته تو گوشامو کر میکنه …ترانه سرا (علی حیدری)آمارگیر وبلاگ ...

    ادامه مطلب
  • اگر به باغ ما بى نشانى ...(رضا سلطانى)

  • نیلوبلاگ

    اگر به باغ ما بى نشانى ...(رضا سلطانى) اگر به باغ ما بى نشانىاگر رنگ خانه ء ما راسپرده بهاز پس برگ هاى زردنقش آهنگىبر قلوه سنگ هابى دلهره بگذركه رسيدىاز جمجمه آهن زيستارامدل شكستهكنار بزنبلوطى از دهان سنجابكى بر زمين افتدقله كه شد نمايانبا پيامى به اغوش بگيركوچه باغىنقشه خوان رودخانه ياغى رسىبا نويد رهايى را كه طلايى ديدىبر حوزچه هاى آبى بنگركه گاهى نسيم به انها سلامى مى كرداستوارتر به درخشش تپهانجا خفتهكلبه چوبىً رويايى راهيزم هاى گرم خواهى يافتكه نامشتو خود تو خودخود را در من آنجا ...

    ادامه مطلب
  • دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده ...(مریم حیدرزاده)

  • نیلوبلاگ

    دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده ...(مریم حیدرزاده) دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیدهمی خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیدهیه سوال عاشقونه بگه هرکسی می دونهاونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده؟چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم مندست من به آسمونه نیمه شب دم سپیدهگفتم از عشق تو می خوام سر بذارم به بیابونگفت تو عاقلتر از اینی این کارا از تو بعیدهالتماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابمگفت که هذیون وتموم کن انگاری تبت شدیدهگفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزیگفت تو این دنیای بی رحم کی...

    ادامه مطلب
  • که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده)

  • نیلوبلاگ

    که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده) سلام ای بی وفا،‌ ای بی ترحمسلام ای خنجر حرفای مردمسلام ای آشنا با رنگ خونمسلام ای دشمن زیبای جونمبازم نامه می دم با سطر قرمزآخه این بار شده من با تو هرگزنمی خوام حالتو حتی بدونمتعجب می کنی آره همونمهمونی که زمونی قلبشو باختهمون که از تو یک بت،‌ یک خدا ساختهمونی که برات هر لحظه می مردکه ذکر نامتو بی جون نمی بردهمونم که می گفتم نازنینمبمیرم اما اشکاتو نبینمهمون که دست تو،‌ مهر لباش بوداگه زانو نمی زد غم باهاش بودحالا آروم نشستم روی زانومولی د...

    ادامه مطلب
  • منی که تنهایت نخواهم گذاشت ...(جمال ثریا)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرام👇👇mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...

    ادامه مطلب
  • بیشتر می‌ترسم ...(نزار قبانی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرام👇👇mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...

    ادامه مطلب
  • کفایت می کند ...(محمود درویش)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرام👇👇mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...

    ادامه مطلب
  • و دیگر هیچ ...(راینر مالکوفسکی)

  • نیلوبلاگ

    اتاقی که در رؤیای من استیک میز دارد، دو صندلیو دیگر هیچ.روی میز امایک رز استو روی صندلیهانشستهایم، من و تو.روشنی پشت شیشههاکنار میزند تاریکی را.تاریکی، روشنی را کنار میزند.در تاریکی، میدرخشد رز سفید برایمان،هنگامکه با هم حرف میزنیم،تو روی یکی صندلی،من روی آن دیگری،میزمابینِ ماست.((راینر مالکوفسکی))برچسب ها: راینر مالکوفسکی , اشعار شاعران خارجی , شعر اتاق , شعر جهان بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دارم لبریز میشم از تبی که ...(محجوبه گرجی)

  • نیلوبلاگ

    دارم لبریز میشم از تبی کهبجا مونده از اون چشمات توو قابنه هر تکراری تکراری نمیشهمثل تکرار دیدار تو توو خوابتمام ثانیه های جهانمخلاصه س تووی دنبالت دویدنتووی تنهائیو رقص خیالتولی چشمات این درد و ندیدنیه روزی تو زلیخا بودی و منمثل یوسف ، همه رویات بودمحالا تو یوسفی و من زلیخامفقط ای کاش می شد جات بودمنفهمیدی غرور من رو کشتییه دردی از توو جا مونده تو سینه ممن اون طوفان پر آرامشم کهدوست دارم ولی لبریز کینه منگا کن از غم تو اشک چشمامداره توو کوچه ها سر ریز میشهتموم شهر و شسته تا بفهمیچقد دنبال تو گشتم همیشهداره قد می کشه این کوه دوریچقد تووی خودم باید بمیرمجهان خالی از تو جای من نیستنجاتم بده تا آروم بگیرمبذا این قلب تنها تا همیشهمیون دست تو تبعید باشهکنار هم دوتا عاشق بمونیماگه حتا یکم تردید باش...

    ادامه مطلب
  • تنها با عشق ...(غادة السمان)

  • نیلوبلاگ

    تنها با عشقتو را به مبارزه میخوانممیان لحظهای و لحظهای دیگرآنگاه تو پیروز میشویو عشق در برابرت شکست میخوردای روزگارهان من نامهام را برای تو مینویسمتا اعتراف کنم که تو سلطان عالمیتو میزیی تا همه چیز راکامل بمیرانی ...((غادة السمان))برچسب ها: آرشیو شعر جهان , اشعار شاعران عرب زبان , اشعار شاعران خارجی , کافه شعر بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چِشمان تو اصفهاناَند ...(عبدالوهاب البیاتی)

  • نیلوبلاگ

    چشمانت اصفهان است،کبوترها در برجهایش لانه می کنندو خیُام درآنجا برانگیخته می شودمانند قناریِ تشنهکه پی درپی ترانه می خوانَدو گنبدِ این شب رااز باده ی پی درپی سرشار می کند.چشمانت بغداد استکه در خواب وبیداریگم اش کردم!اگر امیری بودمخودم را بابهترین کلامهاتازه می کردم،امّا نه پادشاهی نامدارمنه خواننده ای در روزگار ِاو،خیامِ بزرگ هم نیستم،من با تنگدستیدر این زمانه ی بخیل زندگی می کنمو شبِ اندوهم سِتَروَن و طولانی است.محبوبِ من!بسیار گریسته امو واژه های بسیاری تراشیده امو در تبعیدگاهمتکه تکه شده ام!-((عبدالوهاب البیاتی))-...

    ادامه مطلب