
به کودکان جهان یاد دادم نامت را چگونه بنویسند تا لبهایشان چون توت شیرین شودمحبوبم! تو در کتابهای خواندنیاشان و کیسههای شیرینیاشان جا گرفتی.تو را در سخنان پیامبران و بادهی راهبان نهان کردم در دستمالهای خداحافظی.تو را بر پنجرههای کلیساها کشیدمو آینههای رویاییو بدنهی کشتیها. به ماهیان دریا نشانیات را دادمنشانیهای گذشته خود را فراموش کردند.به بازرگانان خاور دور از گنجینههای پیکرت گفتم کاروانهای هند دیگر عاج نخریداریندمگر از بازار پیکرت. به باد سپردم تا طرههای گیسوانت را شانه کنداز ...
ادامه مطلب
مادر سقوط، دو سایهی تنها بودیم؛شبیه دو سلولِ همریشهبا دو سرنوشتِ متفاوتدر ضیافتِ خاموشِ زندگیدر جستوجوی کالبدی تازهمیان ویرانههای خویش میگشتیم؛و قلبهایمانآنقدر کوچک بودکه نمیتوانستندبرای تکاندنِ غبارِ دلتنگی،به دستهای بیشتری بدل شوند...((اعظم ملک پور))...
ادامه مطلب
خورشید را به روزهای سرد من بیاور،تا گرمای عشق تو،همیشه در قلبم بماند.نور را از پشت پردههای تاریک شب بیرون بکش،تا آتش انتظار،دیگر مرا نسوزاند.تو، همصدای دیروز من،که در اعماق وجودم ماندهای،مثل پرندهای که از پنجرهی امید وارد میشود،سرود زندگی میخوانی.خورشید را بیاور،تا روزهای سردم را روشن کند،و من، دوباره پرواز کنم. ((اعظم ملک پور)) ...
ادامه مطلب
شعر های باران خورده ....نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی) نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوزو کوچه در تب رفتن تیره مانده هنوزهزار بار تو را در خیال خود دیدمچه عاشقانه حال تو را از بهار پرسیدمهوای خانه پر از سایه های امید استبیا نفسی تازه کن سپیده نزدیک استمیان این همه تکرار سرد بی خبریتو میرسی و از من نمانده هیچ اثریاگرچه به شوق دیدن رویت همیشه خرسندماگر نبینمت ای جان دگر نمی خندمبیا که بیتو زمان رنگِ انتظار گرفتبرای دیدن رویت دلم قرار گرفت((محسن شاه حسینی))آمارگیر وبل...
ادامه مطلب
شعر های باران خورده ....تا در کنار هم ...(یدالله گودرزی) هوا پُر از سلّولهای صداستتا در کنار همشکلِ کلماتِ کلام تو راکامل کنند !گوشی های گرسنهنانِِِِِ گرمِ صدایت را حریصانه می بلعنداما تلفنی که روزها وشبهاگوش به زنگِ توستدر رخوتِ نمناکِ لحظه هازنگ می زند !طیفی بنفشروی حباب های هواسایه می شودو رودِ صدای توبه نبضِ ساکتِ روحم نمی رسد!راستی !بی حس ناب صدایتچگونه می توان زیست ؟گرچهبعد از توهیچ چیز مهم نیست...((یدالله گودرزی))آمارگیر وبلاگ ...
ادامه مطلب
اگر به باغ ما بى نشانى ...(رضا سلطانى) اگر به باغ ما بى نشانىاگر رنگ خانه ء ما راسپرده بهاز پس برگ هاى زردنقش آهنگىبر قلوه سنگ هابى دلهره بگذركه رسيدىاز جمجمه آهن زيستارامدل شكستهكنار بزنبلوطى از دهان سنجابكى بر زمين افتدقله كه شد نمايانبا پيامى به اغوش بگيركوچه باغىنقشه خوان رودخانه ياغى رسىبا نويد رهايى را كه طلايى ديدىبر حوزچه هاى آبى بنگركه گاهى نسيم به انها سلامى مى كرداستوارتر به درخشش تپهانجا خفتهكلبه چوبىً رويايى راهيزم هاى گرم خواهى يافتكه نامشتو خود تو خودخود را در من آنجا ...
ادامه مطلب
دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده ...(مریم حیدرزاده) دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیدهمی خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیدهیه سوال عاشقونه بگه هرکسی می دونهاونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده؟چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم مندست من به آسمونه نیمه شب دم سپیدهگفتم از عشق تو می خوام سر بذارم به بیابونگفت تو عاقلتر از اینی این کارا از تو بعیدهالتماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابمگفت که هذیون وتموم کن انگاری تبت شدیدهگفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزیگفت تو این دنیای بی رحم کی...
ادامه مطلب
که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده) سلام ای بی وفا، ای بی ترحمسلام ای خنجر حرفای مردمسلام ای آشنا با رنگ خونمسلام ای دشمن زیبای جونمبازم نامه می دم با سطر قرمزآخه این بار شده من با تو هرگزنمی خوام حالتو حتی بدونمتعجب می کنی آره همونمهمونی که زمونی قلبشو باختهمون که از تو یک بت، یک خدا ساختهمونی که برات هر لحظه می مردکه ذکر نامتو بی جون نمی بردهمونم که می گفتم نازنینمبمیرم اما اشکاتو نبینمهمون که دست تو، مهر لباش بوداگه زانو نمی زد غم باهاش بودحالا آروم نشستم روی زانومولی د...
ادامه مطلب
برای فردا فکری بکن...(نیلوفر لاری پور) فردا باید برومتکلیف بوسه هایم را روشن کنم جامانده روی پیراهنش،شاخه گل خشک شده اولین دیدارو رد انگشتانش بر شقیقه ام رابه باد گرم شهریور بسپارمتا فردا راهی نیستکه با آرام بخش می گذرانمیا رویا های احمقانه می بینمفردا باید بروم که تمامش کنم.... در این فکرم که چه بپوشم،که او دوست داشته باشداحمق، من هنوز دوستت دارم!برای فردا فکری بکن...برچسب ها: نیلوفر لاری پور , اشعار نیلوفر لاری پور , شاعرانه نیلوفر لاری پور , شعر ناب تاريخ : جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ | 2:59 ...
ادامه مطلب
تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع) و ای بهانه شیرین تر از شکر قندم...به عشق پاک کسی جز تو دل نمی بندمبه دین این همه پیغمبر احتیاجی نیستهمین بس است که اینک تویی خداوندمهمین بس است که هر لحظه ای که می گذردگسستنی نشود با دل تو پیوندممرا کمک کن از این پس که گامهای زمیننمی برند و به مقصد نمی رسانندمهمیشه شعر سرودم برای مردم شهرولی نه! هیچ کدامش نشد خوشایندمتویی بهانه ی این شعر خوب باور کنکه در سرودن این شعرها هنرمندمبرچسب ها: نجمه زارع , غزلسرا , زنده یاد نجمه زارع , اشعار نجم...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامððmohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...
ادامه مطلب
محجوبه گرجی شاعر و ترانه سرا ایرانی اهل بابل است او پیش از ترانهدر حوزه نقاشی به مدت 17 سال فعایت داشته و مدرس این رشته می باشداما همیشه علاقه به شعر و ترانه باعث شده که در کنار نقاشی به نوشتن هم بپردازداو ترانه را از سال 1400 شروع کرده و از سال 1402 به طور حرفه ای این حوزه را دنبال می کندوی دارای مدرک ترانه سرایی پیشرفتهاز دانشگاه علم و فرهنگ می باشددر پایان ترانه ای بخوانید از قلم توانمند این ترانه سرا ...---------------------------------------------------------------------------------------تووی حافظه م گم شده شهر منقدم های سستم منو می کشهخداحافظی تو رو یادمهاگه حتا اسمم فراموش بشهچقدر سخت میشه خیال تو روبه این سینه هر لحظه سنجاق کردمن از این همه دوری یخ می زنمچجوری باید این تن و داغ کردصد...
ادامه مطلب
دارم لبریز میشم از تبی کهبجا مونده از اون چشمات توو قابنه هر تکراری تکراری نمیشهمثل تکرار دیدار تو توو خوابتمام ثانیه های جهانمخلاصه س تووی دنبالت دویدنتووی تنهائیو رقص خیالتولی چشمات این درد و ندیدنیه روزی تو زلیخا بودی و منمثل یوسف ، همه رویات بودمحالا تو یوسفی و من زلیخامفقط ای کاش می شد جات بودمنفهمیدی غرور من رو کشتییه دردی از توو جا مونده تو سینه ممن اون طوفان پر آرامشم کهدوست دارم ولی لبریز کینه منگا کن از غم تو اشک چشمامداره توو کوچه ها سر ریز میشهتموم شهر و شسته تا بفهمیچقد دنبال تو گشتم همیشهداره قد می کشه این کوه دوریچقد تووی خودم باید بمیرمجهان خالی از تو جای من نیستنجاتم بده تا آروم بگیرمبذا این قلب تنها تا همیشهمیون دست تو تبعید باشهکنار هم دوتا عاشق بمونیماگه حتا یکم تردید باش...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...
ادامه مطلب
هم ردیف دلتنگی هایمبدون تو همه جای حیات به هم ریخته استو من در این اتاق چند متریاندازه ی چند خیابان دلتنگمنمی دانم اما“من از من رنجیده است”بدون دستهای توهیچ جای جهان من مرتب نیست((نسیم دادستان))برچسب ها: نسیم دادستان , اشعار نسیم دادستان , شعر ترانه , شعر عشق بخوانید...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...
ادامه مطلب
بی تو زندگی کنمیا بگردم ؟همین که باشیهمین که نگاهت ...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...
ادامه مطلب
بر گو که چه می جویم ، بنما که چه می خواهمچون شد که در این وادی ، سرگشته و گمراهم ؟از عشق اگر گویی ، می جویم و می جویموز یار اگر پرسی ، می خواهم و می خواهمدر عالم هشیاری ، از بی خبری مستمدر گوشه ی تنهایی ، از بیخودی آگاهمگر مهر نیم آخر ، هر شب ز چه می میرم ؟گر ماه نیم آخر ، هر دم ز چه می کاهم ؟در دامنی افتادم ، گفتی که مگر اشکماز خویش برون رفتم ، گفتی که مگر آهمویرانه ی متروکم ، نه بام و نه دیواریآرام نگیرد کس ، در سایه کوتاهمآن اختر شبگردم سیمین ، که درین دنیادامان سیاهی شد ، میدان نظرگاهم((سیمین بهبهانی))برچسب ها: سیمین بهبهانی , غزلسرا , غزل های سیمین بهبهانی , شعر عشق بخوانید...
ادامه مطلب
بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدرحسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار بود مردن و روی تو ندیدنبگذار به دلخواه تو دشوار بمیرمبگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگدر وحشت و اندوه شب تار بمیرمبگذارکه چون شمع کنم پیکر خود آبدر بستر اشک افتم و ناچار بمیرممی میرم از این درد که جان دگرم نیستتا از غم عشق تو دگر بار بمیرمتا بوده ام، ای دوست، وفادار تو بودمبگذار بدانگونه وفادار.... بمیرم .....((سیمین بهبهانی))برچسب ها: سیمین بهبهانی , شاعرانه مرگ , شعر مرگ , غزلسرا بخوانید...
ادامه مطلب