شعر های باران خورده ....

متن مرتبط با «گر به شوق کعبه» در سایت شعر های باران خورده .... نوشته شده است

به کودکان جهان یاد دادم...(نزار قبانی)

  • نیلوبلاگ

    به کودکان جهان یاد دادم نامت را چگونه بنویسند تا لب‌هایشان چون توت شیرین شودمحبوبم! تو در کتاب‌های خواندنی‌اشان و کیسه‌های شیرینی‌اشان جا گرفتی.تو را در سخنان پیامبران و باده‌ی راهبان نهان کردم در دستمال‌های خداحافظی.تو را بر پنجره‌های کلیساها کشیدمو آینه‌های رویاییو بدنه‌ی کشتی‌ها. به ماهیان دریا نشانی‌ات را دادمنشانی‌های گذشته خود را فراموش کردند.به بازرگانان خاور دور از گنجینه‌های پیکرت گفتم کاروان‌های هند دیگر عاج نخریداریندمگر از بازار پیکرت. به باد سپردم تا طره‌های گیسوانت را شانه کنداز ...

    ادامه مطلب
  • خورشید را به روزهای سرد من بیاور ...((اعظم ملک پور)) در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    خورشید را به روزهای سرد من بیاور،تا گرمای عشق تو،همیشه در قلبم بماند.نور را از پشت پرده‌های تاریک شب بیرون بکش،تا آتش انتظار،دیگر مرا نسوزاند.تو، همصدای دیروز من،که در اعماق وجودم مانده‌ای،مثل پرنده‌ای که از پنجره‌ی امید وارد می‌شود،سرود زندگی می‌خوانی.خورشید را بیاور،تا روزهای سردم را روشن کند،و من، دوباره پرواز کنم. ((اعظم ملک پور)) ...

    ادامه مطلب
  • پشت پرده گر همان پيرمرد لج بازم... ((رضا سلطانی)) از کتاب من برده ذهنی نیستم

  • نیلوبلاگ

    گر همان پيرمرد لج بازمدرون اينهاگر ان مرد بي اعصابمكه داده فرصت ها رابي بهانهاما به كوله بارازادگي اممي بالمدرون اينه((رضا سلطانی))از کتاب من برده ذهنی نیستم ...

    ادامه مطلب
  • نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز ...(محسن شاه حسینی) نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوزو کوچه در تب رفتن تیره مانده هنوزهزار بار تو را در خیال خود دیدمچه عاشقانه حال تو را از بهار پرسیدمهوای خانه پر از سایه های امید استبیا نفسی تازه کن سپیده نزدیک استمیان این همه تکرار سرد بی خبریتو میرسی و از من نمانده هیچ اثریاگرچه به شوق دیدن رویت همیشه خرسندماگر نبینمت ای جان دگر نمی خندمبیا که بی‌تو زمان رنگِ انتظار گرفتبرای دیدن رویت دلم قرار گرفت((محسن شاه حسینی))آمارگیر وبل...

    ادامه مطلب
  • آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیست ...زینب مطور (آسمان)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست'>نیست نیست ...زینب مطور (آسمان) آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیستچَشمِشان روشن، دگر ایل و تبارم نیست نیستآشِنـایانی که معشــوقِ مـــرا می خواستیداین شما و میلتان، دیگــر شکارم نیست نیستبا رقیبــان دیدَمش، عهــدو وفایش پوچ بودکسرِ شأنم شاید امـــا ، نو بهارم نیست نیستآن که با او یک زمــان صبـرو قـراری داشتمبانیِ غم شاید امـــا، غمگسارم نیست نیستاز وَفــا چیزی به جز چـــوبِ وَفــا حقم نشدجز جفا از قلــبِ سنگش، انتظـارم نیست نیستآسمــان، ا...

    ادامه مطلب
  • بسیار گریسته بودم ...(معصومه صابر)

  • نیلوبلاگ

    شعر های باران خورده ....بسیار گریسته بودم ...(معصومه صابر) بسیار گریسته بودمدریا دریا...آنچنان که لبخندم را آب برده بود!آه روزِ مباداآه شآدمانیِ کوچک ِ مانده در راهمرا ببخشو روزیاگرمرا یاد کردیشمعی روشن کنبرای کسیکه بی نوری در چشمانشهزار سال روشن بود...((معصومه صابر))آمارگیر وبلاگ ...

    ادامه مطلب
  • اگر به باغ ما بى نشانى ...(رضا سلطانى)

  • نیلوبلاگ

    اگر به باغ ما بى نشانى ...(رضا سلطانى) اگر به باغ ما بى نشانىاگر رنگ خانه ء ما راسپرده بهاز پس برگ هاى زردنقش آهنگىبر قلوه سنگ هابى دلهره بگذركه رسيدىاز جمجمه آهن زيستارامدل شكستهكنار بزنبلوطى از دهان سنجابكى بر زمين افتدقله كه شد نمايانبا پيامى به اغوش بگيركوچه باغىنقشه خوان رودخانه ياغى رسىبا نويد رهايى را كه طلايى ديدىبر حوزچه هاى آبى بنگركه گاهى نسيم به انها سلامى مى كرداستوارتر به درخشش تپهانجا خفتهكلبه چوبىً رويايى راهيزم هاى گرم خواهى يافتكه نامشتو خود تو خودخود را در من آنجا ...

    ادامه مطلب
  • که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده)

  • نیلوبلاگ

    که عشق ما رسید به سد هرگز ...(مریم حیدرزاده) سلام ای بی وفا،‌ ای بی ترحمسلام ای خنجر حرفای مردمسلام ای آشنا با رنگ خونمسلام ای دشمن زیبای جونمبازم نامه می دم با سطر قرمزآخه این بار شده من با تو هرگزنمی خوام حالتو حتی بدونمتعجب می کنی آره همونمهمونی که زمونی قلبشو باختهمون که از تو یک بت،‌ یک خدا ساختهمونی که برات هر لحظه می مردکه ذکر نامتو بی جون نمی بردهمونم که می گفتم نازنینمبمیرم اما اشکاتو نبینمهمون که دست تو،‌ مهر لباش بوداگه زانو نمی زد غم باهاش بودحالا آروم نشستم روی زانومولی د...

    ادامه مطلب
  • تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع)

  • نیلوبلاگ

    تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع) و ای بهانه شیرین تر از شکر قندم...به عشق پاک کسی جز تو دل نمی بندمبه دین این همه پیغمبر احتیاجی نیستهمین بس است که اینک تویی خداوندمهمین بس است که هر لحظه ای که می گذردگسستنی نشود با دل تو پیوندممرا کمک کن از این پس که گامهای زمیننمی برند و به مقصد نمی رسانندمهمیشه شعر سرودم برای مردم شهرولی نه! هیچ کدامش نشد خوشایندمتویی بهانه ی این شعر خوب باور کنکه در سرودن این شعرها هنرمندمبرچسب ها: نجمه زارع , غزلسرا , زنده یاد نجمه زارع , اشعار نجم...

    ادامه مطلب
  • بیوگرافی ترانه سرا محجوبه گرجی

  • نیلوبلاگ

    محجوبه گرجی شاعر و ترانه سرا ایرانی اهل بابل است او پیش از ترانهدر حوزه نقاشی به مدت 17 سال فعایت داشته و مدرس این رشته می باشداما همیشه علاقه به شعر و ترانه باعث شده که در کنار نقاشی به نوشتن هم بپردازداو ترانه را از سال 1400 شروع کرده و از سال 1402 به طور حرفه ای این حوزه را دنبال می کندوی دارای مدرک ترانه سرایی پیشرفتهاز دانشگاه علم و فرهنگ می باشددر پایان ترانه ای بخوانید از قلم توانمند این ترانه سرا ...---------------------------------------------------------------------------------------تووی حافظه م گم شده شهر منقدم های سستم منو می کشهخداحافظی تو رو یادمهاگه حتا اسمم فراموش بشهچقدر سخت میشه خیال تو روبه این سینه هر لحظه سنجاق کردمن از این همه دوری یخ می زنمچجوری باید این تن و داغ کردصد...

    ادامه مطلب
  • و دیگر هیچ ...(راینر مالکوفسکی)

  • نیلوبلاگ

    اتاقی که در رؤیای من استیک میز دارد، دو صندلیو دیگر هیچ.روی میز امایک رز استو روی صندلیهانشستهایم، من و تو.روشنی پشت شیشههاکنار میزند تاریکی را.تاریکی، روشنی را کنار میزند.در تاریکی، میدرخشد رز سفید برایمان،هنگامکه با هم حرف میزنیم،تو روی یکی صندلی،من روی آن دیگری،میزمابینِ ماست.((راینر مالکوفسکی))برچسب ها: راینر مالکوفسکی , اشعار شاعران خارجی , شعر اتاق , شعر جهان بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دارم لبریز میشم از تبی که ...(محجوبه گرجی)

  • نیلوبلاگ

    دارم لبریز میشم از تبی کهبجا مونده از اون چشمات توو قابنه هر تکراری تکراری نمیشهمثل تکرار دیدار تو توو خوابتمام ثانیه های جهانمخلاصه س تووی دنبالت دویدنتووی تنهائیو رقص خیالتولی چشمات این درد و ندیدنیه روزی تو زلیخا بودی و منمثل یوسف ، همه رویات بودمحالا تو یوسفی و من زلیخامفقط ای کاش می شد جات بودمنفهمیدی غرور من رو کشتییه دردی از توو جا مونده تو سینه ممن اون طوفان پر آرامشم کهدوست دارم ولی لبریز کینه منگا کن از غم تو اشک چشمامداره توو کوچه ها سر ریز میشهتموم شهر و شسته تا بفهمیچقد دنبال تو گشتم همیشهداره قد می کشه این کوه دوریچقد تووی خودم باید بمیرمجهان خالی از تو جای من نیستنجاتم بده تا آروم بگیرمبذا این قلب تنها تا همیشهمیون دست تو تبعید باشهکنار هم دوتا عاشق بمونیماگه حتا یکم تردید باش...

    ادامه مطلب
  • سرزمینی ست که روح من به آن تعلق دارد ...(نسیم دادستان)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...

    ادامه مطلب
  • از درد فراقت ای به لب شکر ناب ...(ابوالفرج رونی)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...

    ادامه مطلب
  • بر گو که چه می جویم ...(سیمین بهبهانی)

  • نیلوبلاگ

    بر گو که چه می جویم ، بنما که چه می خواهمچون شد که در این وادی ، سرگشته و گمراهم ؟از عشق اگر گویی ، می جویم و می جویموز یار اگر پرسی ، می خواهم و می خواهمدر عالم هشیاری ، از بی خبری مستمدر گوشه ی تنهایی ، از بیخودی آگاهمگر مهر نیم آخر ، هر شب ز چه می میرم ؟گر ماه نیم آخر ، هر دم ز چه می کاهم ؟در دامنی افتادم ، گفتی که مگر اشکماز خویش برون رفتم ، گفتی که مگر آهمویرانه ی متروکم ، نه بام و نه دیواریآرام نگیرد کس ، در سایه کوتاهمآن اختر شبگردم سیمین ، که درین دنیادامان سیاهی شد ، میدان نظرگاهم((سیمین بهبهانی))برچسب ها: سیمین بهبهانی , غزلسرا , غزل های سیمین بهبهانی , شعر عشق بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بگذار بدانگونه وفادار.... بمیرم ...(سیمین بهبهانی)

  • نیلوبلاگ

    بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدرحسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار بود مردن و روی تو ندیدنبگذار به دلخواه تو دشوار بمیرمبگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگدر وحشت و اندوه شب تار بمیرمبگذارکه چون شمع کنم پیکر خود آبدر بستر اشک افتم و ناچار بمیرممی میرم از این درد که جان دگرم نیستتا از غم عشق تو دگر بار بمیرمتا بوده ام، ای دوست، وفادار تو بودمبگذار بدانگونه وفادار.... بمیرم .....((سیمین بهبهانی))برچسب ها: سیمین بهبهانی , شاعرانه مرگ , شعر مرگ , غزلسرا بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پا به دنیا گذاشتم ...(مهربانو بزرگمهر)

  • نیلوبلاگ

    سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی  چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...

    ادامه مطلب
  • مهمان شده ام باز به غمخانه ی عشق ...(ستاره شریعتی)

  • نیلوبلاگ

    1مهمان شده ام باز به غمخانه ی عشقمن ،این من خسته،من دیوانه ی عشقاز فرط هجوم غصه چون ابر سیاهباریده دلم یکسره بر شانه ی عشقستاره شریعتی2دلسوخته مانند سیاووش منمبا گریه ی یکریز هم آغوش منمبعد از تو فقط سکوت میبافم و بسسر رشته ی حرف های خاموش منم-((ستاره شریعتی))برچسب ها: ستاره شریعتی , اشعار ستاره شریعتی , شاعرانه ستاره شریعتی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تو که برگردی ...(آرزو کاظمی)

  • نیلوبلاگ

    تو که برگردیخدا به زمین برمی گرددو ته سیگارهایش رااز زیر پوستمجمع می کند!تو که برگردیغروب بار و بنه اش رابرمی دارداز در پشتیفرار می کند !تو که برگردی ...آهبرگرد ودر مننفس بکش!نفس بکش!نفس بکش!انقدر که فصل ها ی غریببه تو برسند!انقدر که فاصله ها ی خبیثدق کنند...!انقدر که در سطرهای اول هر شعرسیب ها سرخ شوندو انقدر که فکرهاشب را بشویند!در من نفس بکش!ما با تمام سکوت سنگین مانفریادهای یک دفتریم ...!((آرزو کاظمی))برچسب ها: آرزو کاظمی , اشعار آرزو کاظمی , شاعرانه , شعرکده بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هزار سال به سوی تو آمدم افسوس ...(فریدون مشیری)

  • نیلوبلاگ

    هزار سال به سوی تو آمدم افسوسهنوز دوری دور از من ای امید محالهنوز دوری آه از همیشه دورتریهمیشه اما در من کسی نوید دهد که می رسم به تو شاید هزارسال دگرصدای قلب تراپشت آن حصار بلند همیشه می شنوم همیشه سوی تو می ایم همیشه در راهم همیشه می خواهمهمیشه با توام ای جانهمیشه با من باشهمیشه اما هرگز مباش چشم به راههمیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ همیشه خون کسی ریخته است بر درگاه((فریدون مشیری))برچسب ها: فریدون مشیری , اشعار فریدون مشیری , شعر ناب , شاعرانه های باد بخوانید...

    ادامه مطلب