
به کودکان جهان یاد دادم نامت را چگونه بنویسند تا لبهایشان چون توت شیرین شودمحبوبم! تو در کتابهای خواندنیاشان و کیسههای شیرینیاشان جا گرفتی.تو را در سخنان پیامبران و بادهی راهبان نهان کردم در دستمالهای خداحافظی.تو را بر پنجرههای کلیساها کشیدمو آینههای رویاییو بدنهی کشتیها. به ماهیان دریا نشانیات را دادمنشانیهای گذشته خود را فراموش کردند.به بازرگانان خاور دور از گنجینههای پیکرت گفتم کاروانهای هند دیگر عاج نخریداریندمگر از بازار پیکرت. به باد سپردم تا طرههای گیسوانت را شانه کنداز ...
ادامه مطلب
هر بار که سفر رفتیعطر تو از من تو را خواستمانند کودکیکه مادرش را می خواهد،فکرش را بکن!حتی عطرهاحتی عطرهاغربت را می فهمندو دوری را می شناسند!((نزار قبانی)) ترجمه دکتر شهاب گودرزی ...
ادامه مطلب
تویی بهانه ی این شعر خوب باور کن ...(نجمه زارع) و ای بهانه شیرین تر از شکر قندم...به عشق پاک کسی جز تو دل نمی بندمبه دین این همه پیغمبر احتیاجی نیستهمین بس است که اینک تویی خداوندمهمین بس است که هر لحظه ای که می گذردگسستنی نشود با دل تو پیوندممرا کمک کن از این پس که گامهای زمیننمی برند و به مقصد نمی رسانندمهمیشه شعر سرودم برای مردم شهرولی نه! هیچ کدامش نشد خوشایندمتویی بهانه ی این شعر خوب باور کنکه در سرودن این شعرها هنرمندمبرچسب ها: نجمه زارع , غزلسرا , زنده یاد نجمه زارع , اشعار نجم...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامððmohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تو را دوست دارمچون بوئیدن غنچه ایدر حال باز شدنچون رویایی شیرینبعد از کابوس...تو را دوست دارمچون هر سلامی پس از بدرود...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥چشمانت را ببندو دستت رابر روی قلبم بگذاراینبار خودش می خواهدبه تو بگویددوستت دارم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥بیا عشق راقمار کنیمنترسجز دلچیزی بهمنمی بازیم ...((محمد شیرین زاده))♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥یک روزبه وقت عشقساعت هايمان رابا هم تنظیم می کنیمو از آن پسدیگر فرقی نمیکندبه ک...
ادامه مطلب
محبوب مناگر در زندگیِ من نبودیبانویی چون تو را خلق میکردمکه قامتاش چون شمشیر، زیبا و کشیدهو چشماناش چون آسمانِ تابستان زلال باشدصورتاش را روی برگ درختان نقش میزدمو صدایش را بر برگ درختانحک میکردمموهایش را کشتزاری از ریحانکمرگاهاش را از شعرو لب و دهاناش را جامی عطرآگین میساختمو دستاناش راچونان کبوتری که آب را نوازش میکندو ترسی از غرق شدن نداردتمام طول شب را بیدار میماندمتا لرزش گردنبند و موسیقی گوشوارهاش را ترسیم کنماگر در لوح سرنوشتام نبودیتو را به گونهای چنین میآفریدمتکهای از ماه را قرض میگرفتممشتی صدفِ دریا و روشنای سحردریا ، مسافران و سفر را وام میگرفتمابر را برای چشمانات میکشیدمو با باران میرقصیدماگر در واقعیت نبودیماهها و ماهها به پیشانی بلندلبهای کشیدهات و انگشتانات میپرداختممحبوب منبا...
ادامه مطلب
هزار سال به سوی تو آمدم افسوسهنوز دوری دور از من ای امید محالهنوز دوری آه از همیشه دورتریهمیشه اما در من کسی نوید دهد که می رسم به تو شاید هزارسال دگرصدای قلب تراپشت آن حصار بلند همیشه می شنوم همیشه سوی تو می ایم همیشه در راهم همیشه می خواهمهمیشه با توام ای جانهمیشه با من باشهمیشه اما هرگز مباش چشم به راههمیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ همیشه خون کسی ریخته است بر درگاه((فریدون مشیری))برچسب ها: فریدون مشیری , اشعار فریدون مشیری , شعر ناب , شاعرانه های باد بخوانید...
ادامه مطلب
متعهد به یک قلــــــــــب و یک حال خـــــــــــوب و یک حس بی نـــــــظیر ... ♥ N ♥========================سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی چنل من در تلگرامðx9fx91x87ðx9fx91x87mohammadshirinzadeh@صفحه اینستاگرام بندهmohammad.shirinzadehشاعر بارانی (محمد شیرین زاده)♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
هزار سال است که دوستات میدارم!من، چونان تو،از نخستین گزش، به عشق ایمان نمیآورم،اما میدانم که ما پیشتر،یکدیگر را دیدار کردهایم،به روزگاران، در میان افسانهای راستین.و ما دو چهره، یکدیگر را در آغوش فشردیم،بر گسترهی آبهای ابدی.سایهات، پیوسته، به سایهی من میپیوندددر گذر روزگاراندر میان آینههای ازلی و مرموز عشقمن همواره از تو سرشارم،در خلوت قرنهای پیاپی…آنجا مردی است کولی،که چراغدانهای اشتیاق را میافروزد،و با سازش میخواند:اشعاری راکه بر اوراق بادها مینویسی،برای من.آنجا زنی است کولی،که در بیشههای اعصارگم شده است،و ریزههای نان خاطرات آیندهاش را با تو،پی میگیرد،تا گذرگاهِ کُمایِ روحی راگم نکند.((غاده السمان))ترجمه از عبدالحسین فرزادبرچسب ها: غاده السمان , اشعار عاشقانه , شعر عشق , اشعار شاعران خارجی ...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
شاید هر هزار سال یکبار همکسی شانس تجربه کردن عشقیمثال تو را نداشته باشد...حالا که شانسدر اقیانوس احساسم شناور است ، می گویم ...قسم به شب های خستگی ام من آنقدر در دنیای عاشقی کردن باتو آراممکه تا ابد عشقت در عمق اقیانوس احساسم جریان داردو هرگز ته نشین نخواهد شد.((عطیه عطائی))-...
ادامه مطلب
-وعدتك أن لا أحبك..ثم أمام القرار الكبير، جبنت..وعدتكأن لا أعود وعدت...وأن لا أموت اشتياقاً ومت..وعدتك أن لا اكون ضعيفاً وكنت وعدتكأن لا أقول بعينيك شعراً..وقلت...وعدت بأن لا..وأن لا..وأن لا..لقد كنت اكذب من شدة الصدقوالحمد لله الحمد للهأني كذبت الحمد لله-به تو قول دادمکه تو را دوست نداشته باشم..سپس مقابل این تصمیم بزرگ، دلم لرزید..به تو قول دادمکه برنگردم و برگشتم..و از دلتنگی نمیرم، و مُردم..به تو قول دادمکه ضعیف نباشم، و بودم..به تو قول داده بودمکه دربارهی چشمانت شعر نگویم، و گفتم..قول داده بودم که نه...و نه..و نه..انگار از فرطِ راستی، دروغ میگفتمو خدا را شکر، خدا را شکرکه دروغ گفتم؛ خدا را شکر((نزار قباني))ترجمه: فؤاد راهی مالکی-...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام...
ادامه مطلب
هزار پلک زدمتو هنوز آن روبرو نشسته بودیسرد و سنگیبا تنی که بوی دل زدگی می دادپلک می زدم و عشقکوچک و کوک تر می شدعشق برکه ای بودکوچک اما عمیقو من آفتاب تندکه پیش از عصراز سر برکه گذشته بودم((شیوا ارد...
ادامه مطلب
قهر کن هرجور که می خواهیاحساساتم را جریحه دار کنبزن گلدانها و آینه هارا بشکنمرا به دوست داشتنِ زنی دیگر متهم کنهر چه می خواهی بکنهر چه می خواهی بگوتو مثل بچههایی ، محبوبِ منکه دوستشان داریمهرقدر بد...
ادامه مطلب
هزارآن و سال است یک شاخه گل درنطفه اش تاریخ پنهان دوستتدارم را حمل می کند. (( افسانه و توکلی و))...
ادامه مطلب